کد خبر : 1172             انتشار : 1395/01/23 12:34          تعداد بازدید : 1213

از خاطرات نفت (1)/مجید جواهری زاده

تخریب خط لولۀ حامل نفت به پالایشگاه و قطع جریان نفت که برخی آن را ناشی از مخالفت یکی از طوایف معروف عرب خوزستان (الباویّه) با شیخ خزعل می دانند، برخی دیگر آن را ناشی از مقابلۀ آلمانی ها با انگلیسی ها در اوائل جنگ اول (1915) می دانند.
از خاطرات نفت (1)/مجید جواهری زاده
مجید جواهری زاده

این نوشته، بخش کوتاهی از مقالۀ بلندی است که با عنوان "از خاطرات نفت" چندی پیش برای روابط عمومی پالایشگاه آبادان ارسال نمودم. بسیاری از خاطرات شخصی و مطالبی را که جنبۀ فنی دارند، از مقالۀ اصلی حذف کردم و بقیه را در دو بخش و یا بیشتر، تقدیم خوانندگان محترم بروال می کنم تا شاید نفتِ شامه نواز بتواند، در کنار مطالب دلنواز سایت بروال قرار گیرد!

از خاطرات نفت (1)/مجید جواهری زاده


بخش اول

در تاریخ 22 اسفند 1394 به دعوت روابط عمومی پالایشگاه آبادان - که قبلاً برنامه ریزی شده بود و هدف آن نیز مشخص شده بود - در محل آن اداره حاضر شدم، ولی قبل از وارد شدن به اصل موضوع که نوشتن چیزی دربارۀ پالایشگاه است، اشاره به یک مطلب را لازم می دانم. آخرین باری که به مدت یک ماه، برای حضور در راه اندازی یکی از واحدها به پالایشگاه دعوت شده بودم، حدود 16 سال پیش بود. گرچه از آن زمان تا دیدار اخیر زمان کمی نیست، ولی آنچه را از تغییرات و احداث واحدهای جدید در پالایشگاه دیدم، بیش از حدّ انتظار بود و از این نظر باید به تمام کسانی که به نحوی در انجام این کار بزرگ مشارکت کرده اند، آفرین گفت. در همین جا، از کارکنان محترم روابط عمومی پالایشگاه آبادان به خاطر هماهنگی های بسیار خوبشان تشکر می کنم.
پالایشگاه نفت آبادان (عبّادان) که درعمر بیش از یکصد سالۀ خود، همیشه به عنوان یکی از مهم ترین بخش های صنعت نفت کشور موقعیت خود را تثبیت کرده است؛ دوره های متفاوت و کاملاً متمایز از یکدیگر را پشت سر گذاشته است. اغلب یا همۀ این دوره ها گرچه توابعی از شرایط سیاسی و اجتماعی مملکت بوده اند، ولی در شرایطی، در حوادث مهمی از مملکت و در جهان اثر گذاشته اند. مثلاً در ملی شدن صنعت نفت، بیشترین نگاه ها در خارج و در داخل متوجه پالایشگاه آبادان و موضوع بسیار مهم خلع ید از کارکنان و کارشناسان انگلیسی آن بود.
واژه های ملی شدن نفت و خلع ید از انگلیسی ها مکمل یکدیگر و محقق شدن آنها، بازتاب وسیعی در داخل و در خارج داشت. نمی توان تصور کرد که ملی شدن کانال سوئز در مصر در سال 1956 میلادی و تسلط ملت مصر بر این شاهرگ مهم جهانی، متأثر از ملی شدن نفت در سال 1951میلادی (1329 شمسی) در ایران نباشد. نوشته های برخی از روزنامه های معروف مصر در اهمیت ملی شدن نفت در ایران و خلع ید از انگلیسی ها و گفته های برخی از رهبران معروف آن کشور که از رادیو ها پخش می شد، نمی توانستند زمینه ساز و شالوده ساز ملی شدن کانال سوئز نباشند.
بنا ندارم در این نوشته، تاریخ طولانی پالایشگاه آبادان و اثرگذاری و اثرپذیری آن از عوامل مختلف را شرح و بسط دهم و یا با سند و مدرک و عکس و تفصیلات از میزان تأثیر آن بر استقلال و حاکمیت یک ملت بر سرنوشت خود - که امری بدیهی است - داستان ها بگویم، بلکه می خواهم از پالایشگاهی صحبت کنم که 46 سال در آن کار کردم و با همۀ سختی های ناشی از این نوع مشاغل، با کارنامۀ قابل قبولی با آن خداحافظی کردم.
دوره های متفاوت و متمایز و تاریخی پالایشگاه را که در بالا به آنها اشاره کرده ام، به ترتیب زیر زمان بندی می کنم:
1- از بدو احداث پالایشگاه، تا ملی شدن صنعت نفت و آغاز حکومت مرحوم دکتر محمد مصدق؛
2- از آغاز نخست وزیری دکتر مصدق تا پایان آن؛
3- از سقوط حکومت دکتر مصدق تا انقلاب اسلامی؛
4- از پیروزی انقلاب تا آغاز جنگ تحمیلی؛
5- از آغاز جنگ تا پایان آن؛
6- از پایان جنگ و آغازبازسازی تا امروز. (آبان1376)

دورۀ اول
ساخت پالایشگاه آبادان توسط انگلیسی ها (با هر هدف و نیت) کار بسیار بزرگی بود که در زمان خود نه تنها در ایران، که در منطقه، مانند نداشت. اگر اهداف سیاسی و اقتصادی و توسعه طلبی دولت انگلیس را کنار بگذاریم و فقط به ابعاد فنی و طراحی و ساخت تجهیزات و دستگاه های مورد نیاز و حمل آنها از مبدأ و مشکلات تخلیه کردن آنها در مقصد و احداث اسکله یا اسکله ها در رودخانۀ کارون، تامین جرّاثقال ها و ماشین آلات بزرگ و کوچک برای تخلیه و حمل و نصب برج ها و تجهیزات جانبی آنها، مشکل تأمین آب و بخار و برق مورد نیاز راه اندازی پالایشگاه با هر ظرفیتی که برای آن طراحی شده بود و تامین قطعات یدکی و ... توجه کنیم به عظمت کاری که انجام شده است، پی می بریم. احداث خطوط لوله از مناطق نفتخیز و متصل کردن آنها به پالایشگاه پس از گذشتن از مسیر های صعب العبور و مخاطره آمیز، احداث مخازن نفت و صدها نیاز و مشکل دیگر که احتیاج به دلیل و مدرک و اثبات ندارند و توضیح کامل هر کدام از آنها، اگر توسط متخصصان خود انجام گیرد، کتاب قطوری می شود، بخش دیگری از این کار بزرگ است. باز هم اگر تاریخ اکتشاف نفت در سال1908 و تاریخ بهره برداری از پالایشگاه در سال 1912 را کنار هم بگذاریم، به بزرگی کاری که علیرغم چند توقف، در زمان نسبتاً کوتاهی انجام گرفته است، بیشتر پی می بریم. آنچه در این مختصر آمده و مربوط به دورۀ اول می شود، فقط در حدّ یک یادآوری است؛ و نه بیشتر.
گرچه در زمان احداث این پالایشگاه، از بهره کشی در حد بردگی از کارگران ایرانی توسط انگلیسی ها، داستان های زیاد و نفرت انگیزی نقل می شوند، ولی بزرگی کار انجام شده را نمی توان نادیده گرفت. بهره کشی و بیدادگری از خوی و خصلت تمام استعمار گران در تمام مناطق دنیا است و غیر از آن را نباید توقع داشت. شاید انگلیسی ها مدعی باشند که اگر چنین نظم سختگیرانه ای برقرار نمی شد احداث پالایشگاه نه تنها در زمان معین انجام نمی گرفت، بلکه چند سال به تأخیر می افتاد، ولی سوء رفتار بیش از حد سختگیرانۀ انگلیسی ها، صرفاً به خاطر ایجاد نظم و یا دلسوزی به حال این مملکت نبود، بلکه ناشی از نگاه متکبرانۀ آنها و تحقیر ایرانی ها بود. آنها حتی بین کارگران بومی و کارگرانی را که از مستعمرات خود به پالایشگاه آورده بودند، تبعیض زیادی قائل می شدند. این موضوع را من از کسانی که از زمان احداث پالایشگاه، در آن استخدام شده بودند، بارها شنیده ام.
نه تنها نمی خواهم اهمیت برقراری نظم و یا ضرورت سختگیری دلسوزانه برای انجام بهتر و سریع تر کارها و پروژه های کوچک و بزرگ را نادیده بگیرم، بلکه آن را به کم کاری و بی نظمی که ناشی ازضعف و کم دانشی زنجیره ای از مسئولان فنی و اداری است ترجیح می دهم. تکرار می کنم که سخت گیری بیش از حد انگلیسی ها، و آن طور که شنیده ام در موارد زیادی به قیمت جان و یا نقص عضو کسانی منتهی شده است، از روی دلسوزی به حال این مملکت نبوده است.

از خاطرات نفت (1)/مجید جواهری زاده

انگلیسی ها، به موازات احداث پالایشگاه، منازلی برای سکونت خود در محله های "بریم" و "بوارده" ساختند و در چند سال قبل از ملی شدن نفت، تمام کارمندان ایرانی نیز در منازل سازمانی ساکن شدند؛ منازلی هم که بعضی از آنها قبلاً در اختیار کارگران خارجی (هندی، برمه ای و...) بود در اختیار کارگران رسمی پالایشگاه قرار داده بودند - هرچند که تعداد زیادی از این به ظاهر منازل، فقط از هیچ، بهتر بودند. احداث بیمارستان مرکزی (او- پی- دی) و چند درمانگاه و چند سینما و باشگاه و زمین های ورزشی و تأسیس "آموزشگاه فنی آبادان در سال 1318" که بعداً دانشکدۀ نفت آبادان شد، تأسیس تعداد زیادی مدارس ابتدایی و متوسطه، کمک به امر آموزش و... در اولین دوره از تاریخ پالایشگاه، از کارهای مثبت و خوب شرکت نفت انگلیس و ایران به حساب می آیند. می توان گفت که آبادان در آن زمان بیشترین مدارس (نسبت به جمعیت) و بهترین آنها را داشت. نسبت شاگردان به جمعیت آبادان نیز بسیار چشمگیر بود.
اگر ساختمان ها و امکانات مدارس و سطح آموزش دورۀ ابتدایی در آبادان را در هنگامی که در کارخانۀ کارآموزان استخدام شدم با مشابه آنها را در سوسنگرد (خفاجیه)، شهری که کلاس های اول و دوم و پنجم و ششم ابتدایی را در آن گذارندم، مقایسه کنیم، به یک تفاوت عجیب و باورنکردنی می رسیم. باورنکردنی از این نظر که یک شرکت عمدتاً خارجی و وابسته به یک دولت استعمارگر و استثمارگر، آن گونه به اهمیت آموزش در آبادان توجه می کند (و البته با امکاناتی که داشت می توانست بهتر عمل نماید) ولی در همان زمان، در اثر بی توجهی وعدم احساس مسئولیت دولت متمرکز در تهران در برابر شهروندان خود، آموزش در بسیاری از شهرهای ایران مانند سوسنگرد، تا آن اندازه عقب مانده و در حد صفر باشد.
جنگ های اول و دوم جهانی در همین دوره شروع و خاتمه یافتند و هرکدام به نوعی بر فضای سیاسی - اجتماعی ایران اثر گذاشتند و چون پالایشگاه آبادان منبع مهمی برای تأمین سوخت ماشین جنگ بود نمی توانست از آثار این جنگ ها بی نصیب بماند؛ به ویژه آن که انگلیسی ها در هر دو جنگ حاضر بودند و دشمن سرسختی مانند آلمانی ها در برابر خود داشتند. تخریب خط لولۀ حامل نفت به پالایشگاه و قطع جریان نفت که برخی آن را ناشی از مخالفت یکی از طوایف معروف عرب خوزستان (الباویّه) با شیخ خزعل می دانند، برخی دیگر آن را ناشی از مقابلۀ آلمانی ها با انگلیسی ها در اوائل جنگ اول (1915) می دانند.
حوادث بسیار مهمی در این دوره در کشور ما اتفاق افتاد، که گرچه تأثیر مستقیمی در عملکرد پالایشگاه آبادان نداشتند، ولی نمی توان به آن ها اشاره نکرد. دلیل بی تأثیری یا کم تأثیری این حوادث در کار پالایشگاه ناشی از این حقیقت تلخ است، که شرکت سابق نفت انگلیس و ایران که پالایشگاه بخش مهم آن بود، به عنوان یک واحد مستقل در مملکت عمل می کرد؛ و نه یک واحد تابع. به قدرت رسیدن رضاخان و سپس پادشاه شدن تا سقوط او که به مدت بیست سال طول کشید در همین دوره بود. ترور ناموفق شاه بعدی و انحلال حزب توده (حزب فعال و مهم در آن زمان) کشتن رزم آرا (نخست وزیر) و هژیر (وزیر دربار) سقوط شیخ خزعل (حکمران بخش بزرگی از خوزستان فعلی) که به خاطر منافع شخصی و به بهانۀ محافظت از لوله یا لوله های نفت، موی دماغ انگلیسی های جنوب می شد و بسیار حوادث دیگر در همین دوره به وقوع پیوستند.
احداث پالایشگاه آبادان از زمان اکتشاف نفت در سال 1908میلادی یعنی حدود 6 سال قبل از آغاز جنگ اول جهانی در دستور کار دولت انگلیس قرارگرفت.
برای پی بردن به اهتمام دولت انگلیس به تأسیس پالایشگاه آبادان به نوشتۀ زیر از کتاب «تاریخ خوزستان 1878 - 1925» (دورۀ خاندان کعب و شیخ خزعل) که پایان نامۀ دکتری مصطفی انصاری در رشتۀ تاریخ دانشگاه شیکاگو و ترجمۀ محمد جواهرکلام است، نظر می اندازیم:
«از اواسط 1909به بعد ملاحظات نفتی اهمیت روزافزونی در تنظیم خط مشی انگلیس نسبت به خزعل پیدا کردند. نیروی دریایی انگلیس به نفت ایران علاقمند گردید و بر اساس برنامۀ «نوسازی نیروی دریایی» که لرد فیشر مبتکرش بود، کشتی های انگلیس سوخت خود را از ذغال سنگ به نفت تغییر دادند. در آن زمان در امپراتوری بریتانیا، منبع نفتی مطمئنی وجود نداشت، که صددرصد متعلق به انگلیسی ها باشد و در اثر مخاصمات جنگ زیان نبیند. به این ترتیب، منافع انگلیس در خوزستان از ماه مه 1908 زمان اکتشاف نفت، به طرز قابل ملاحظه ای افزایش یافت. از ژوئیۀ 1909 زمانی که شرکت نفت ایران و انگلیس درمورد قراردادی برای ساختن یک پالایشگاه در زمین های خزعل – یعنی آبادان – و کشیدن یک خط لوله از مناطق متعلق به او درحوزه های نفتی واقع در کوه های بختیاری به پالایشگاه مذاکره می کردند، انگلیسی ها منافع بزرگی در منطقه به هم زده بودند، که می بایست به هر قیمتی، حفظ شوند.»
این دوره که با مالکیت مطلق بر تأسیسات و مدیریت صددرصدی یک شرکت خارجی (انگلیسی) و استفاده همان شرکت از حدود هشتاد و پنج درصد درآمد حاصل از فروش نفت همراه بود، بیش از چهل سال طول کشید و من فقط شاهد یک سال و چند ماه آخر آن بودم، که در سن کمتر از پانزده سالگی و با مدرک ششم ابتدایی در کارخانۀ کارآموزان فنی به عنوان کار آموز استخدام شدم. این مدرک در آن زمان به امضای وزیر فرهنگ می رسید و مزایایی داشت. استخدام از ابتدا تا انتها بسیار سخت بود و معاینات مختلف بدنی (بینایی و شنوایی و نقص جسمانی)، بخشی از مراحل آن بودند. رئیس کارخانه یک فرد انگلیسی به نام "تامسون" بود. دو نفر انگلیسی و حدود ده کارمند فنی ایرانی مسئول ادارۀ داخلی کارخانه و آموزش کارآموزان بودند.
این آموزش، هم شامل آموزش زبان انگلیسی بود، که در کلاس های ساختمان های روبروی کارخانه تدریس می شد و هم شامل آموزش رشته های مختلف فنی از قبیل برق و میکانیک و تراشکاری. کارگاه کوچکی که در کارخانه به اسم "کارگاه ساعت سازی" نامیده می شد، در واقع نمونۀ کوچکی بود از کارگاه تعمیرات ابزار دقیق پالایشگاه در آن زمان. نحوۀ صحیح کار با ارۀ دستی آهن بری، کار با سوهان و قلم و چکش و ... نیز آموزش داده می شد. می شود گفت کارخانۀ کارآموزان، مدل کوچکی بود از بخش های تعمیرات برق و ماشینری (ماشین های دوار) و تراشکاری و سایر کارهای میکانیک در کارگاه مرکزی پالایشگاه. کارخانۀ کارآموزان یک شبانه روزی هم داشت و می گویند مسئول انگلیسی آن به نام "هاکر" خیلی خوب به آن می رسید. این شبانه روزی در جایی نزدیک خیابان اروسیه احمدآباد قرار داشت. دورۀ کارآموزی پنج سال بود، که دو سال آن در کارخانۀ کارآموزان و سه سال دیگر در پالایشگاه ادامه پیدا می کرد. حقوق کارآموزان در بدو استخدام روزانه 31 ریال بود و هفتگی پرداخت می شد. در شش ماه بعد روزانه 33 ریال می شد و در پنج سال کارآموزی هر شش ماه روزی سه ریال به آن اضافه می گردید.
باورکردن این موضوع شاید مشکل باشد، که اولین اعتراض ها و تجمع ها در آبادان، در اولین ماه های ملی شدن نفت، از همین کارخانه بود. دو - سه انگلیسی مسئول کارخانه، با نصب بلندگو، به بلندتر شدن صدای اعتراض کمک می کردند. این اعتراض گسترش یافت و به دخالت نیروی انتظامی و کشته شدن یک کارآموز و تهییج احساسات مردم آبادان منتهی گردید.
بخش دوم این نوشته، از همین جا ولی با توضیح بیشتر، تقدیم خوانندگان محترم بروال خواهد شد.
البحث في ارشیف الموقع
تقریر مصور لیوم الشاب في معشور
نمادهای حیوانی درتمدن عیلام/حسین فرج الله
النشاط المُزدهِر الثقافي ومنطقة معشور
إلمتهَم/شعر:حسين فاضل جنامي
شهرهایی حقیقی با نام هایی جعلی رضا شاهی
فرقة اگزار للمسرح تقدم باکورة اعمالها في مدینة معشور
احلى الاعياد بنکهة هلال و هيل + صور
تخریب و القای تفرقه بین نخبگان عرب در فضای مجازی
اسدی:در شادگان و آبادان، نخل‌های فراوانی در حال نابودی هستند
آیت‌الله کعبی:انتقال آب خوزستان با وجود مشکلات فراوان جای سؤال دارد
عادت هميشگي حاضران در عرصه فرهنگ
معایدة الکبری در روز اجرا لغو شد
استفاده از کولر آبی در هوای ریزگردی، ممنوع
نخستین جشنواره «تعلیم، رسانه، تربیت» در خوزستان برگزار می شود
مدينة تستر تحتفل بعيد الفطر المبارک/تقرير مصور
معایدة فرحة العید في مدینة المحمرة(اللیلة الاولی)/صور
معایدة عدد من النخبة الأهوازیة مع آیة الله الحیدري(صور)
معایدة عدد من النخبة الأهوازیة مع آیة الله الجزایري(صور)
مدينة رامز تحتفل بعيد الفطر المبارک/تقرير مصور
اجواء العيد في الدورق/تقرير مصور
العيد في قلعة کنعان /تقرير مصور
اجواء العيد في تستر/تقریر مصور
معرفی دو کتاب از مهندس عبدالرضا نواصري
شدة ورد هايکوية من الأهواز/مصطفی جمال
مجید الجواهری من الاهواز ( 1395-02-12 10:55 )
با تشکر از اظهارنظر آقای نریمی زاده درمورد مزایای سیستم جدید الاحداث آب گردشی درپالایشگاه آبادان،بنظرم خواننده حق دار دامیدوار شود که برای خیلی از مشکلات مؤسسات مشکل دار مانند کارخانه های پتروشیمی ونیشکر راه حل وجوددارد.سیستم قدیمی (مدار باز) آب پالایشگاه آبادان که روزانه میلیونها گالن آب الوده، وارد رودخانۀ کارون می کرد، هم مدافعان خودش را داشت و می گفتند که به لحاظ فنی واقتصادی سیتم مدار باز تنها راه است.ولی فکر جدید سیستم جدید را با مزایایی که آقای نریمی زاده ذکر کرده وآنهایی که ذکر نشده اند جایگزین نمود.

نریمی زاده از آبادان ( 1395-02-08 17:31 )
با سلام و عرض ارادت خدمت جناب آقای جواهری زاده
ضمن تشکر از ارائه خواندنی خاطرات نفت به عرض میرساند با آموزش هایی که در زمان و دوره شما بدست آمد یقینا پیشبرد و راهبری کنونی پالایشگاه دستاورد همان آموزش هاست
در ادامه خاطرنشان می سازم که راه اندازی سیستم آب گردشی پالایشگاه آبادان "cooling tower open circulation " باعث استفاده مکرر از آب در واحدعای پالایشی میگردد که علاوه بر بالا بردن بهره وری و جلوگیری از آلوده شدن رودخانه ، سلامت آبزیان را نیز تضمین می نماید.
این افتخار که توسط متخصصین و کارگران آبادانی حاصل شده است باعث مباهات همه ایرانیان است.
ضمن تبریک به همه عزیزان و آرزوی سلامتی برای همه دلسوزان و زحمت کشان
به امید ایران آباد

مجید الجواهری من الاهواز ( 1395-02-08 12:59 )
سلام برجناب صادقی وبا سپاس ازاظهار نظرشان وباید به عرض برسانم که آنچه درباره پالایشگاه آبادان درکتابها نوشته شده ویا نوشته می شود، به این دلیل ساده درفرهنگ مردم راه نمی یابد که متاسفانه مردم ما کتاب خوان نیستند.آنچه می ماند همین وسیله ای است که در اختیار مااست شاید ازاین راه بتوانیم حق پالایشگاه راکه غیرقابل انکار است تاحدی ادا نمائیم .موفق باشید

صادقی از آبادان ( 1395-02-06 17:15 )
با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم جناب جواهری زاده
"از خاطرات نفت" با نگاهی تاریخی به روند تاسیس و شکل گیری پالایشگاه آبادان می تواند بازگو کننده حقایقی تلخ و شیرین از آن ایام باشد.
ضمن تشکر از جناب عالی امیداست که دیگر همکاران سابق نیز گوشه ایی از خاطرات و تجربیات ارزنده خود {{ که همین اندک می تواند کتابی قطور شود }} رابه رشته تقریر در آورده ؛ بازدید کنندگان را از یادآوری آن دوران بهره مند سازندو این یادآوری ها چراغ راهی برای آیندگان باشد

مجید الجواهری من الاهواز ( 1395-01-31 14:59 )
سلام به جناب حمیدی: پالایشگاه آبادان با همۀ قدمتش وباهمۀ خدمتش به اقتصاد وفرهنگ جامعه، متاسفانه نتوانسته آنطور که باید وشاید، وارد فرهنگ مردم منطقه شود. «ازخاطرات نفت» که امید است ادامه یابد، گامی است به منظور نزدیک تر کردن پالایشگاه آبادان به فرهنگ مردم منطقه

امیر ( 1395-01-26 12:25 )
بارک الله فیک یا استاذ جواهری
لاشک کان مقالا جمیلا و لاریب انک تحمل فی صدرک جزءا من التاریخ فنحن بانتظار المزید

محمد ( 1395-01-25 15:02 )
تحیة لکاتب المقال
مقال جمیل و یجعل القاری ینتابع المقال حتی آخر لحظة
و لهذا الیوم ینقصنا الکثیر من البریطانیین و اهم ما ننقصه النظم
یالیتنا تعلنا النظم منهم لکان حالنا افضل بکثیر مما نحن علیه الیوم

مجید الجواهری من الاهواز ( 1395-01-25 12:35 )
تحیتی الی علی، مصفی نفط عبادان افتتح فی اواخر عام 1912م ولکن لم اعثر علی شیئ یدل علی حضورشیخ خزعل فیه یوم افتتاحه

مجید الجواهری من الاهواز ( 1395-01-25 12:53 )
شکرأ یااخی فارس علی تعلیقک، اما ماذکرته عمّا صنعه الانگلیس فی عبادان ولم یصنعه المسؤلون الایرانیون آنذاک فی الخفاجیة وامثالها فهو مع الاسف کان هکذا ولیته لم یکن.

فارس ( 1395-01-24 11:40 )
نعم الاستعمار ما یهمه منافعه و لکن عندما نتکلم بأن صنع مالم یصنعه دعاة الوطن فأنه خیر من الکثیر من الوطنیین الذین لایعرفون غیر سرقة المنابع الطبیعیة للبلد.
الدول التي استعمرتها بریطانیا و فرانسة حالها لم یکن بسیء یا اخ جواهری مثل ما نخن علیه

علی ( 1395-01-24 11:53 )
سوال
متی افتتح مصفی عبادان و هل کان الشیخ خزعل حاکم الاهواز آنذاک موجودا فیه
شکرا

حمیدی ( 1395-01-24 11:03 )
با سلام خدمت نویسنده مطلب فوق
بیشک نفت یکی از مهمترین مسائل تاریخ منطقه ما می باشد و نوشتن درباره ان همانا نوشتن درباره تاریخ است.به خوبی تاریخی را که شفاهی در بین شما و هم سن و سالانتان بوده به رشته تحریر در آوردید و به نوعی آن را برای نسلهای آینده ثبت کرده اید.
با تشکر

 
مجله تحلیلی خبری بروال , دفتر مرکزی اهواز ، زیر نظر شورای سردبیری