کد خبر : 1263             انتشار : 1395/02/13 20:58          تعداد بازدید : 672

اینجا ونیز نیست

اگر تاکنون به ونیز نرفته‌اید، اگر هنوز سوار تاکسی‌قایق نشده‌اید، اگر انعکاس دیوارهای خانه‌های مرفه روی آبراهه‌های خیابان‌های ونیز را ندیده‌اید، غصه نخورید؛ شعیبیه خیلی دور نیست.
۱۰۰ کیلومتر دور‌تر از اهواز، نرسیده به شوشتر. نه ویزای شینگن می‌خواهد، نه بلیت خطوط هواپیمایی آل‌ایتالیا. کافی است پاچه شلوارتان را بالا بزنید و از مارهای سمی که سیل با خود آورده نترسید.
پیش از آنکه به شعیبیه وارد شوید تا آنچه را تاکنون فرصت تجربه کردنش را در ونیز نداشته‌اید، تجربه کنید، از جاده‌ای خواهید گذشت که محل تلاقی کابوس و رؤیاست. محل تلاقی دارا و ندار، و محل تلاقی مرگ و زندگی. یک سو رخ زرد گندم‌ها را خواهید دید و در سوی دیگر شاخه‌های فربه نیشکر. یکی زندگی به کام او شیرین است و دیگری از مصائب روزگار رنگ به چهره ندارد.
چند کیلومتر بعد‌تر به شعیبیه خواهید رسید؛ شهری شبیه ونیز دو هزار سال پیش. خیابان‌ها اگرچه مملو از آب‌اند ولی اثری از خانه‌های مجلل نیست. قایق‌ها هم چند خانواده سیل‌زده را جابه‌جا می‌کنند، نه توریست‌های ثروتمند را.

سفر بی‌خاطره
در شعیبیه شما حق ندارید چیزی از خاطرات سفرتان را ثبت کنید. در‌‌ همان ورودی شهر باید دوربین خود را تحویل دهید؛ حتی اگر خبرنگار باشید.
ساقه‌های سیاه و سوخته نیشکر، پهنه بی‌کران آب را خط‌خطی کرده‌اند و پرندگان ماهی‌خوار دسته‌دسته روی این ساقه‌های سرگردان، در کمین ماهی‌ها نشسته‌اند. تا چشم کار می‌کند، آب است. فقط یک جاده‌ آسفالته، این دریای نوپدید را به دو قسمت تقسیم کرده است، چیزی مانند دریای شرقی و دریای غربی. این جاده اینک تنها راه تنفس شعیبیه است. زن و مرد، کودک و جوان به همراه حیواناتشان از این جاده عبور می‌کنند. ماشین‌ها هم که دائم در رفت و آمدند. سرعت آب، یکی از گاوهای درشت‌هیکل را به زمین زده و با خود به دریای شرقی می‌برد. گاو شانس می‌آورد که در گل‌ولای گیر می‌کند و با تلاش مردم نجات پیدا می‌کند. هیچ‌کس هم دوربینی برای ثبت این لحظه‌ها ندارد.

آب را گل نکنیم
چند چادر هلال احمر اولین توقفگاه مسیر است. سیلاب گل‌ولای را همه جا منتشر کرده است. خود آب هم که به دلیل طبیعت زمین منطقه، کاملا گل‌آلود است. صد‌ها بطری خالی آب، تعداد بی‌شماری قوطی خالی کنسرو، کارتن‌های خرما و انواع و اقسام زباله‌ها روی زمین پخش شده‌اند. هیچ کس هم جمع‌آوری این زباله‌ها را به عهده نمی‌گیرد. «سلمان»، یکی از ساکنان همین کمپ موقت، می‌گوید: اگر در سیلاب غرق نشویم، اگر از نیش مارهای سمی که سیل با خود آورده، در امان باشیم، در آخر بر اثر بیماری‌ها یا مشکلات بهداشتی ناشی از این انباشت زباله‌ها خواهیم مرد؛ البته اگر تا قبل از آن از داغ زمین‌های کشاورزی از بین رفته‌مان دق نکنیم. حجم زباله‌ها هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود. مردم هم اگرچه نمی‌توانند، برای جمع‌آوری و انتقال زباله‌ها کاری کنند، شاید بتوانند زباله‌ها را در گوشه‌ای جمع کنند؛ اما این کار را هم نمی‌کنند. شاید این هم یک شیوه اعتراضی است، کسی چه می‌داند.

نگران فردا‌ها
تعداد اندکی از مردم که هنوز در منطقه مانده‌اند با دیدن هر ماشین کمک‌های مردمی به سرعت به سمت آن می‌روند و‌گاه دو تا سه برابر نیازشان مواد خوراکی برمی‌دارند. راننده ماشین کمک‌های مردمی فریاد می‌زند که به فکر بقیه روستا‌ها هم باشید، اجازه دهید چیزی به آن‌ها هم برسد. پیرمردی که به عصای خود تکیه کرده و به سیگار دست‌سازش پک می‌زند، لبخند تلخی می‌زند و می‌گوید: تضمین می‌دهی که فردا هم چیزی برای خوردن داشته باشیم؟ شب خوابیدیم، صبح زندگی‌مان را سیل برد. به همین راحتی. راننده به سمت پیرمرد که او را حاج‌مهلهل می‌نامیدند می‌آید. دست پیرمرد را می‌فشارد و با زبان عربی دست و پا شکسته‌ای می‌گوید: «می‌فهمم عمو. حالتون رو می‌فهمم. ولی قول می‌دیم فردا باز هم بیاییم.»

یک کارت ملی، یک چادر
راننده ماشین کمک‌های مردمی که حرکت می‌کند، یکی از روستاییان می‌گوید: باز خدا پدرش را بیامرزد که برای یک قوطی کنسرو، کارت ملی نخواست. مدیرعامل جمعیت هلال احمر خوزستان اما به همشهری می‌گوید: داستان یک کارت ملی، یک کنسرو حقیقت ندارد. جمعیت هلال احمر از جنس مردم است و غیرممکن است چنین اتفاقی رخ داده باشد؛ البته برای دریافت چادر، نیاز است هویت افراد مشخص شود و هدف از این کار برقراری عدالت در توزیع منابع محدود جمعیت هلال احمر است.
«علی خدادادی» می‌افزاید: تمامی روستاهای دچار آبگرفتگی از آب تخلیه شده و راه‌های ارتباطی مجددا باز شده است. تنها مشکلی که وجود دارد تخلیه گل‌ولای از برخی روستا‌ها در غرب و شرق، مانند روستاهای یذاب، کاظم حیدر، دهر و چند روستای دیگر است که در حال حاضر قابل سکونت نیستند.
او اضافه می‌کند: به تمام روستاهای دچار حادثه از طریق قایق، ماشین‌های سنگین و بالگرد تا جایی که در توان جمعیت هلال احمر بود امدادرسانی شده است. خدادادی درباره اقدامات بهداشتی هلال احمر نیز می‌گوید: یک تیم پزشکی برای ارزیابی بهداشت و درمان روستاییان به منطقه اعزام شده‌اند و با هماهنگی اداره دامپزشکی، یک تیم داوطلب دامپزشک به همراه دارو و واکسن مورد نیاز نیز به منطقه آهودشت و شعیبیه رفته‌اند.

فریاد زیر آب
خوشه‌های خوش‌رنگ گندم، همان‌ها که بنا بود فردا درو شوند، همان‌ها که بنا بود نان سفره ما و نان سفره کشاورز‌ها شوند،‌‌ همان خوشه‌های طلایی گندم که قرار بود بدهی کشاورزان با آن‌ها بازپرداخت شود، به زیر آب رفته‌اند. هر چه فریاد می‌کشند که وقت درو فرا رسیده، کسی فریاد خیس آن‌ها را از زیر آب نمی‌شنود.
در شعیبیه، گندم‌ها خیس، گندم‌زار‌ها خیس، رؤیا‌ها خیس و حتی گونه‌ها خیس شده است. «مهدی»، که چندین هکتار زمین مرغوب او اینک به زیر آب رفته است، هر روز روبه‌روی زمین‌هایش می‌نشیند. او می‌گوید: به گندم‌هایم نمی‌اندیشم؛ چون می‌دانم روزی دوباره خواهم توانست گندم بکارم. آنچه ذهن مرا مشغول کرده، این است که چه زمانی دوباره می‌توانم روی زمین کشاورزی‌ام کار کنم. بدهی‌ها و وام‌ها هم که داستانشان گفتن ندارد اصلا.

کورسوی امید
مدیرکل مدیریت ستاد بحران استانداری خوزستان به همشهری می‌گوید: به کشاورزانی که حق بیمه پرداخت نکرده‌اند قولی برای جبران خسارت نمی‌دهیم. فقط با نظر مسئولان دولتی می‌توان به جمع‌بندی مناسبی برای کمک به جبران خسارتشان رسید. «هاشم بالدی» که از تخلیه ۳۴ روستای شهرستان شوشتر و انتقال سیل‌زدگان به ۱۴ پایگاه اسکان موقت به ویژه در دزفول، شوش و همچنین اسکان برخی خانواده‌ها در مدارس و ساختمان راه‌آهن به عنوان اقدامات اولیه خبر داده بود، درباره میزان خسارت وارده در بخش کشاورزی می‌گوید: تاکنون بیش از ۴۰۰ میلیارد تومان از سوی جهادکشاورزی اعلام خسارت شده و بیمه کشاورزی نیز در حال طی کردن روال طبیعی است.
بالدی می‌افزاید: اکنون ۵ روستا در معرض سیلاب‌اند اما مشکل آب‌رسانی و کمبود آب آشامیدنی ندارند. شبکه آب‌رسانی فعال است و آب شرب سالم نیز از طریق ارسال آب بسته‌بندی انجام می‌شود. او درباره وضعیت راه‌های ارتباطی می‌گوید: راه‌های ارتباطی که بر اثر سیلاب قطع شده بود، اینک برقرار شده و سیلاب در مرحله خروج آب و فروکش است. در مقوله پاک‌سازی و نوسازی ساختمان‌ها نیز دستور برآورد و تأمین اعتبار به بنیاد مسکن و شهرسازی ابلاغ شده است.

در شعیبیه اما...
کم‌کم غروب فرا می‌رسد. ساکنان ونیز در شهر چراغانی‌شان قهوه تلخ می‌نوشند و در حالی که روی کاناپه‌های گرم و نرمشان لمیده‌اند، آهنگ ملایمی گوش می‌دهند.
در شعیبیه اما تنها صدایی که سکوت سرد شب را می‌شکند، نوای حزین حاج‌مهلهل است که علوانیه می‌خواند. به یاد رؤیا، به یاد دیروز و به یاد گندم‌زار.




گزارش: امل درویش و عباس سلامات
منبع:همشهری خوزستان
البحث في ارشیف الموقع
تقریر مصور لیوم الشاب في معشور
نمادهای حیوانی درتمدن عیلام/حسین فرج الله
النشاط المُزدهِر الثقافي ومنطقة معشور
إلمتهَم/شعر:حسين فاضل جنامي
شهرهایی حقیقی با نام هایی جعلی رضا شاهی
فرقة اگزار للمسرح تقدم باکورة اعمالها في مدینة معشور
احلى الاعياد بنکهة هلال و هيل + صور
تخریب و القای تفرقه بین نخبگان عرب در فضای مجازی
اسدی:در شادگان و آبادان، نخل‌های فراوانی در حال نابودی هستند
آیت‌الله کعبی:انتقال آب خوزستان با وجود مشکلات فراوان جای سؤال دارد
عادت هميشگي حاضران در عرصه فرهنگ
معایدة الکبری در روز اجرا لغو شد
استفاده از کولر آبی در هوای ریزگردی، ممنوع
نخستین جشنواره «تعلیم، رسانه، تربیت» در خوزستان برگزار می شود
مدينة تستر تحتفل بعيد الفطر المبارک/تقرير مصور
معایدة فرحة العید في مدینة المحمرة(اللیلة الاولی)/صور
معایدة عدد من النخبة الأهوازیة مع آیة الله الحیدري(صور)
معایدة عدد من النخبة الأهوازیة مع آیة الله الجزایري(صور)
مدينة رامز تحتفل بعيد الفطر المبارک/تقرير مصور
اجواء العيد في الدورق/تقرير مصور
العيد في قلعة کنعان /تقرير مصور
اجواء العيد في تستر/تقریر مصور
معرفی دو کتاب از مهندس عبدالرضا نواصري
شدة ورد هايکوية من الأهواز/مصطفی جمال
 
مجله تحلیلی خبری بروال , دفتر مرکزی اهواز ، زیر نظر شورای سردبیری