کد خبر : 1304             انتشار : 1395/02/25 12:31          تعداد بازدید : 1281

محمره شهری که درخاطره ها زنده است/ حسین فرج الله

محمره آن سرخ روی آرمیده برلب ساحل خلیج وشط العرب است اما زخم های چهره اش آنقدرزیادند که زیبائیش را پوشانده اند. اگر زخم های چهره ،گرد افسردگی وبی تفاوتی را از چهره این شهر بزدایی ،به تاریخی چند هزار ساله خواهی رسید.
محمره شهری که درخاطره ها زنده است/ حسین فرج الله

نویسنده:حسین فرج الله


ارکسا
|
اروکسا
|
خاراکسا
|
خاراکیس
|
خاراکس
|
بیان
|
محمره

محمره آن سرخ روی آرمیده برلب ساحل خلیج وشط العرب است اما زخم های چهره اش آنقدرزیادند که زیبائیش را پوشانده اند. اگر زخم های چهره ،گرد افسردگی وبی تفاوتی را از چهره این شهر بزدایی ،به تاریخی چند هزار ساله خواهی رسید. از زمان سومریان وعیلامیان تا اکدیان در 3000 سال قبل از میلاد و آشوریان واسکندر مقدونی در 700تا 300 قبل از میلاد اوج شکوفایی وازدهار وبالندگی این بندرگاه بزرگ بوده است ...روزی این بندر استراتژی محل توقف کشتی های سراسر جهان بوده است وهر کس با هر آئینی عبادتگاهی خاص در این شهرداشته است .صدای ناخدایان ،ملوانان وآواز ماهیگیران فضای شهر را پر کرده ،صرافی های دورتادور ساحل وانواع سکه های کشورها وتعدنامه ها تجاری که بین مردم ردوبدل می شد...اسکلت ها مملوءاز کالاهاى گوناگون که با مهرهای مختلف نشان کشور صادر کننده را به خود داشت.ادویه های هندی ،پوست گاو وگوسفند عراقی ،عقیق های یمنی، گیاهان داروئی اردن،پارچه ها وظروف مسی عمانی،مرواریدهای بحرینی،ماهی دریای عمان وخلیج عدن وبردگان رنگارنگ از همه جای دنیا چه اسیر جنگی و چه برده سیاه آفریقا....

بندر اروکسا یا محمره در رأس کشورهای خلیج بهتر مکان لنگر انداختن کشتی های تجاری ومحل تردد تجار سراسر جهان می باشد...
اروکسا یا اور اوکسا،اور یعنی شهر اوکسا یا اوکسی ها همان اقوام عیلامی ساکن دشت های اهواز هستند که بیت حوزیا هم به آنها گفته می شد که به زبان آرامی آنرا بیت هوزیا می خواندند چون آرامیان حروف حلقی را تلفظ نمی کنندپس حرف حلقی حاء را ها تلفظ مي کنند.

اوکسی ها یا کیسیها را استرابو شوشانیها نیز می دانست.

(باستان شناسی ایلام .ص.522و539)

اروکسا،قدیم ترین نام محمره است که در یادواره فتوحات سارگون اکدی در2400 قبل از میلاد نام این شهر جزء شهرهای ويران شده به دست سارگون ثبت شده است.

(دنیل پاتس ،باستان شناسی ایلام،ص.161)

وطبیعی است که این شهر قبل از سارگون شهر پررونقی بوده که سارگون تصمیم به تخریب آن گرفته است،ویا شاید از مردم محمره کينه داشت وتصمیم گرفت شهر را ویران کند که نکند بازار بندرگاههای شهرهایش کساد شود ویا ...هرچه هست اروکسا درزمان های گوناگون مورد هجوم اقوام مختلف قرارگرفت اماباز مانند دانه های گندم که در فصل پائیز از زیر خاک سر برمی آورند، این شهر سر برمی داردوبه حیات شکوهمند خود ادامه می دهد .....

خاراکسا شهری که شکوه وعظمتش را اسکندر مقدونی وصف ناپذیر می داند ودرزمان اسکندر مقدونی یکی از بزرگترین بندر گاههای جهان بود که اسکندر وسلسله سکوکیان تصمیم به رونق خاراکساگرفتند واین شهر دراین عصر رونق ویژه ای یافت ....


عبدالنبی قیم درمقاله ی از خارکس تا محمره چنین نقل می کندکه:

"" برخي نيز بناي آن را پيش از اسکندري مي دانند و معتقدند که خاراکس پايتخت پادشاهي ميسان بوده که در قرن دوم پيش از ميلاد مسيح در جنوب عراق و جنوب غربي ايران تشکيل شده .مملکت ميسان را «اسبار سيز» در سال 127 ق. م در جلگه اي وسيعي که از شمال به جنوب پادشاهي بابل و از جنوب به پادشاهي عيلام متصل بود، تاسيس کرد .

اين شهر پس از اسکندر مقدوني ويران شد و به طور کلي از ميان رفت چندي بعد در همان محل، شهري به نام « بيان» بنا شد.به نظر مي رسد "خاراکس" و" بيان" در محل همين روستاي بيان فعلي شکل گرفته باشند . گويا در دوره هاي پيش از اسلام به منظوراتصال کارون به شط العرب ( اروند رود فعلي) نهري حفر شده و در شمال اين نهر، آبادي پديد آمد . از همان دوره نام اين نهر يا کانال را « بيان» ناميدند و آبادي مزبور را به همين نام نام گذاري کردند . آگاهي ها ودانسته هاي ما در باره ي اين آبادي بسيار اندک است و معلوم نيست اين آبادي تا چه دوره اي برپا و آباد بوده است ؟ اما آنچه مسلم است اين است که تا قرن چهارم هجري قمري اين آبادي وجود داشته و مقدسي در کتاب خود از آن ياد کرده است.

به احتمال زيادمحمره( خرمشهر فعلي) در جاي ديگري غير از « بيان» بنا شده است . احتمال قريب به يقين اين است که پس از ويراني « بيان» و از بين رفتن آن ، آبادي جديد برپا شده است . اما به همان اندازه که تاريخ ويراني « بيان» نامشخص است ، تاريخ و زمان دقيق بناي شهر جديد نيز نامعلوم است . شيخ فتح الله بن علوان کعبي ( تولد 1053 ق) در کتاب خويش هيچ گونه نامي از « بيان» و يا نام بعدي آن نکرده است .پيش از آن نيز به هنگام ذکر نبردها و يا لشکرکشي هاي مشعشعيان با حريفان ور قباي ريز و درشت . از بصره سخن به ميان آمده است اما از « بيان» و يا نام بعدي آن اثر و نشاني نيست"


در سال های بعد از اسکندر شهر محمره براثر سیل آسیب جدی می بیند که به دستور آنتیخوس دوباره برج وباروی شهر بازسازی می شود ..به گفته پژوهشگران خاراکس واژه یونانی اروکسا یا ارکسا می باشد که به زبان اکدی یا آرامی به معنای برج وبارو ودیوار دور شهر است که در زبان سریانی ومندائیی کرخ گفته می شود...
قدیم ترین واولین ساکنان این شهر مردم عرب با آیین یهودی ومسیحی ومندائیی بودنند که زبان آرامی وسریانی ومندائیی دراین شهر رواج داشته محمره سکونتگاه چهار دین آسمانی بزرگ بوده وهست ومسلمان درکنار مندائیی ومسیحی ویهودی زندگی می کرد هرچند که فرقه های مختلف اسلامی درمحمره رواج داشته ومعتزله واشاعره مهمترین فرقه های مذهبی اسلامی بودنند.

مندائیان محمره قدمتی به اندازه تاریخ این شهر دارند.وبیشتر صنایع دستی وطلاکاری ،میناکاری ،ساخت وسایل کشاورزی به دست مندائیان بوده است ودیگر مردم مسلمان وغیر مسلمان ،تاجروملوان وناخدا بودنند..

تا 1314ش مُحَمِّرَه یا مُحمِره نام داشت (جعفری ولدانی، ص 112).(هرچند تابه امروز مردم محمره می گویند وخرمشهر فقط درمکاتبات رسمی کاربرد دارد)
از جمله دلایل این نام‌گذاری به وجود خاک سرخ در اطراف شهر و سرخ شدن آب کارون هنگام غروب آفتاب اشاره شده‌است (سیادت، ص 324ـ325؛ تاریخ ایران، ص190). از پیشینه شهر اطلاع دقیقی در دست نیست اما گفته می‌شود اسکندر مقدونی در محل کنونی شهر خرمشهر، شهری به‌نام اسکندریه ساخت که به‌سبب طغیان رود ویران شد. سپس آنتیوخوس چهارم، از شاهان سلوکی، در 164 پیش از میلاد آن را با نام آنتیوخ تجدید بنا کرد که آن هم براثر سیلاب از میان رفت.

پس از آن، شهری به نام خاراکس/ چاراکس در آن محل ایجاد شد و شخصی به نام اسپازینی آن را تصرف کرد و اسپازینی چاراکس نامید (رالینسون، ص 119؛ ویلسون، ص30، پانویس 4؛ کرزن، ج 2، ص 338ـ339، پانویس 2؛ اقتداری، 1375ش، ص 845).

نام این شهر در منابع متقدم اسلامی، بیان (سوق‌البیان) ذکر شده، که آباد و خرّم بر جانب شرقی دجله، در پنج فرسخی اُبُلَّه و شش فرسخی حِصْن مهدی (از قلاعی که المهدی باللّه خلیفه عباسی (متوفی 169) ساخته بود) قرار داشته و دارای منبر، از توابع اهواز بوده و آخرین جایی بوده که از سوی مغرب در خوزستان قرار داشته است

در ادامه این مدخل آمده است: نام این شهر در منابع متقدم اسلامی، بیان (سوق‌البیان) ذکر شده، که آباد و خرّم بر جانب شرقی دجله، در پنج فرسخی اُبُلَّه و شش فرسخی حِصْن مهدی (از قلاعی که المهدی باللّه خلیفه عباسی (متوفی 169) ساخته بود) قرار داشته و دارای منبر، از توابع اهواز بوده و آخرین جایی بوده که از سوی مغرب در خوزستان قرار داشته است (برای نمونه رجوع کنید به قدامة‌بن جعفر، ص 194؛ اصطخری، ص 95؛ حدودالعالم، ص 152؛ یاقوت حموی، ذیل «بیان»؛ امام شوشتری، همانجا). شهر بیان مانند بیشتر شهرهای خوزستان با حمله زنگیان در سالهای 255، 259 و 267 ویران شد. با این‌حال نام بیان در منابع، دست‌کم تا سده هفتم دیده می‌شود (برای نمونه رجوع کنید به اسکندری، ص 56ـ57؛ اصطخری، ترجمه فارسی، ص 84، 95؛ یاقوت حموی، همانجا). بعدها، قریه یا دژی نه‌چندان مهم به نام کوت‌المُحَمَّره یا محمره، در مکان بیان به‌وجود آمد که بنی‌کعب در آن ساکن بودند. اینکه نام محمره از چه زمانی رایج شده است چندان مشخص نیست، اما چون در 1200 خواجه عبدالقادر، منشی شاه نوراللّه‌خان هندی، از آن دیدن کرده (منصوری، ص 195)، چنین به نظر می‌رسد که این قریه پیش از این سال هم وجود داشته است.(ویکپیدیا)

(عبدالقادر نجم الملک ازقصر فیلیه محمره دیدن کرده وبا شیخ مزعل دیداری داشته است وبه خدمت شیخ خزعل وبنی کعب رسیده است .همچنین دیولافوای فرانسوی از قصر فیلیه شیخ خزعل ومزعل دیدن کرده ودرکتاب سفرنامه باستان شناسی شوش تصاویر این قصر مجلل را منتشر کرده است.این قصر بااینکه ثبت ملی شده بوداما درسال های اخیر به دلایل نا معلوم تخریب شد.....)
(سفرنامه عربستان .میرزا عبدالقادر نجم الملک)

(عربستان نام قدیم خوزستان کنونی است )

محمره شهری است که رودخانه اش قابل کشتیرانی است وکشتی های بزرگ تجاری تا کمتر از یک قرن پیش ازمحمره تا شوشتر وبرعکس تردد می کردند وبارهای رنگارنگ به سراسر دنیای آن روز جابه جا می کردنند .

محمره دارای وسیع ترین نخلستان های جنوب وانگور ،زردآلو ،پرتقال ولیمو درکنار نخل های سربه فلک کشیده کاشت می شد...هرچندکه امروزه فقط در خاطرات چند پیرمرد قدم خمیده بادست های تاول زده از سختی روزگار مانده است اما روزگاری محمره محمره بود..

در تاریخ معاصر محمره پایتخت حکومت بنی کعب بود واز شیخ سلمان کعبی ابو علیا تا شیخ خزعل از مهمترین شهرهای جهان بود وشیخ سلمان کعبی همان مرد عربی است که کشتی های انگلیسی رادر خلیج (فارس)منهدم کرد وانگلیسی های متجاوز را با کشتی هایشان به قعر خلیج فرستاد.

شیخ سلمان الکعبی دارای قویترین ناوگان دریایی دوران خود بود که بیشتر کشورها بخصوص انگلیس زمان ورود به خلیج می بایست ابتدا وارد محمره می شدند اجازه می گرفتند وسپس به تجارت درخلیج می پرداختند ...

شیخ سلمان الکعبی و برادرش شیخ عثمان درسال 1150تا1178هجری قمری به مدت 28سال فرمانروایان مشترک بنی کعب وحکومت اهواز(خوزستان)بودند.
از سال1178به بعد شیخ سلمان کعبی مقتدرانه حکمران اهواز بود.روستای سلمانه از دوران شیخ سلمان در 25 کیلومتری عبادان از یادگارهای اوست.
شیخ سلمان معروف ترین حاکم سلسله بنی کعب ،خردمندترین وکاردان ترین آنهاست .علاقه ی فراوان به عمران وآبادانی ،حسن تدبیر وهوشیاری به همراه سیاست وکیاست از ویژگی های بارز شیخ سلمان بود.در دوران او کریم خان زند دوبار به او یورش آورد اما دردوبار شکست سختی از سپاه شیخ سلمان خورد حاکم بغدادوهمچنین سیدمطلب مشعشعی با شیخ سلمان وارد جنگ شدند اما آنها نیز کارشان به شکست انجامید.یکی از مهترین حوادث دوران او تخریب سد سابله توسط کریم خان زند است.حتی انگلیسی ها برای حمایت از همپیمانان خود به فلاحیه حمله کرده اند ولی آنها نیز شکست خورده وهمگی کشته شدند شیخ سلمان برای باردوم والی بغداد وسپاهیان ترک وکرد وعربش را شکست داد.
نیبور جهانگرد آلمانی درعصر شیخ سلمان از اهواز دیدن کرد ودوران شیخ سلمان رادوران طلایی مردم اهواز می دانست .
شیخ سلمان قلمرو خود را گسترش دادوکشتی های بزرگ وکوچک ساخت واز هندیجان تا بوشهر وگمبرون(بندر عباس ) وفارس وشط العرب را مورد حمایت وزیر سلطه خود داشت .در این دوران شهرت شیخ سلمان الکعبی به اروپای آن روزنیز رسید.پس از فوت شیخ سلمان اروپاییان ودیگر دشمنان او نفس راحتی کشیدند ..پس از حاکمان زیادی از بنی کعب حکمرانی کردند که دورا ن به آلبوکاسب وحکمرانی شیخ جابر وفرزندانش مزعل وخزعل رسید.
دردوران شیخ مزعل وپدر ایشان شیخ جابر وبرادرش شیخ خزعل تجارت از طریق دریا ومحمره فوق العاده رونق داشت وروزانه صدها کشتی وارد محمره می شدند واز آن خارج می گردیدند...

(قیم .عبد النبی.پانصد سال تاریخ خوزستان.ص.320 تا 324)
محمره در دوران شیخ خزعل پایتخت حکومت بنی کعب بود دراین دوران شیخ خزعل سپاه مجهز به تفنگ خزعلی وناوگان تجاری ونظامی بزرگی داشت که درجریان حضور علمای فلسطین دراهواز،که پس از جریان تشکیل دولت اسرائیل وحمایت شیخ خزعل از مردم فلسطین وعدم پذیرش دولت اسرائیل ،سپاه شیخ خزعل دراهواز برای علمای فلسطین رژه زدند وعلمای فلسطین مورد استقبال گرم شیخ خزعل وعلما وشخصیت های اهواز قرار گرفتند.

پس ازمعاهده رضا شاه با انگلیس درمورد حمایت ازاسرائیل ومخالفت شدید شیخ خزعل با این جریان دولت وقت انگلیس به کمک رضا شاه شتافت وشیخ خزعل با دسیسه انگلیس در سال1925 دستگیر وبه تهران تبعید شد که درسال 1936 به دست افراد رضا شاه خفه شد ودارفانی راوداع گفت.

محمره پس از دستگیری شیخ خزعل وکمی قبل تر ازآن درمعاهده ارز روم به دولت ایران واگذارشد.."بندرولنگرگاه جدید محمره دربالاوپایین محل اتصال رود کارون با شط العرب ،در راستای قرارداد ارز روم ،تحت حاکمیت ایران باقی می ماند؛بااین حال عثمانی در استفاده ازاین بخش از رودخانه نباید نادیده گرفته شودوحاکمیت ایران نباید به بخشهای دیگری از رود در خارج از حوزه لنگرگاه گسترش یابد....
(مجتهد زاده،پرویز،سیاستهای مرزی ومرزهای بین المللی ایران.ص.215)

جنگ ایران وعراق درسال 59 تا67 محمره را ویران ساخت وجمعیت 400هزار نفری محمره به هر دلیلی به سراسر ایران ،از مشهد وگلستان تا گیلان ومازندران ،کرمان وشیراز وبروجرد واصفهان،بندر عباس وبوشهر وومناطق داخلی خوزستان پراکنده شدند دلیل چه بود نمی دانم اما هرچه هست این کار باعث شد که دیگر محمره ای نماند وبه جای آن وخرمشهری جدید ساخته شد ...
مردم قدیم محمره دیگر توان بازگشت وبازسازی شهر را ندارند وقتی زمینی برای کشاورزی وشغلی برای فرزندانشان نمانده به چه امید به محمره بازگردند ومحمره رابه خاطره ها سپرده اند هنوز سالخوردگان وقتی از محمره وعبادان سخن می گویند مانند این است که صحنه های فیلمی را از جلوی چشمانت می گذرانی اما پس از چند دقیقه پیرمرد دستهایش رابه هم می زند ودرفکرعمیقی فرو می رود و می گوید .
......آه یل المحمره.......


حسین فرج الله (ابو عرفان)شوشتر


********************************
بندر محمره(واژه محمره:اقتداری.احمد.خلیج فارس از دیر باز تاکنون.ص.220)
قیم .عبد النبی.پانصد سال تاریخ خوزستان.ص.
(25.44.238.314.334.337.344.351.
.359.....478)

شط العرب(اقتداری.احمد.خلیج فارس ازدیرباز تاکنون.ص.(344.220.195.150.148.147.139.120.87.86.35.30.27.)















محمره شهری که درخاطره ها زنده است/ حسین فرج الله
البحث في ارشیف الموقع
تقریر مصور لیوم الشاب في معشور
نمادهای حیوانی درتمدن عیلام/حسین فرج الله
النشاط المُزدهِر الثقافي ومنطقة معشور
إلمتهَم/شعر:حسين فاضل جنامي
شهرهایی حقیقی با نام هایی جعلی رضا شاهی
فرقة اگزار للمسرح تقدم باکورة اعمالها في مدینة معشور
احلى الاعياد بنکهة هلال و هيل + صور
تخریب و القای تفرقه بین نخبگان عرب در فضای مجازی
اسدی:در شادگان و آبادان، نخل‌های فراوانی در حال نابودی هستند
آیت‌الله کعبی:انتقال آب خوزستان با وجود مشکلات فراوان جای سؤال دارد
عادت هميشگي حاضران در عرصه فرهنگ
معایدة الکبری در روز اجرا لغو شد
استفاده از کولر آبی در هوای ریزگردی، ممنوع
نخستین جشنواره «تعلیم، رسانه، تربیت» در خوزستان برگزار می شود
مدينة تستر تحتفل بعيد الفطر المبارک/تقرير مصور
معایدة فرحة العید في مدینة المحمرة(اللیلة الاولی)/صور
معایدة عدد من النخبة الأهوازیة مع آیة الله الحیدري(صور)
معایدة عدد من النخبة الأهوازیة مع آیة الله الجزایري(صور)
مدينة رامز تحتفل بعيد الفطر المبارک/تقرير مصور
اجواء العيد في الدورق/تقرير مصور
العيد في قلعة کنعان /تقرير مصور
اجواء العيد في تستر/تقریر مصور
معرفی دو کتاب از مهندس عبدالرضا نواصري
شدة ورد هايکوية من الأهواز/مصطفی جمال
ابوايلاف ( 1395-02-30 20:43 )
استاذي العزيز شکرا لکم ولکل انسان يستخدم التسميات العربية الاصيلة لمدننا في الخطاب الفارسي والعربي على حدى سواء ويتجنب التسميات المزيفة.
لکم خالص الاحترام والتقدير

حسين فرج الله (ابو عرفان) ( 1395-02-27 11:57 )
سلام عليکم
شکرا لکم اتمنى لکم السعادة
توثيق کل ما يخص بلادنا جدا مهم لان نثبت به هويتنا ....

متابع ( 1395-02-26 05:50 )
جميل ما کتبته شکرا لک.
التوثيق مهم للغاية.

آفاق الکعبی ( 1395-02-25 22:24 )
اتشکر من استاد ابو عرفان علی مقالات المفیده و نطالب بل مزید و ایضا مشکورین من موقع بروال علی نشر المقالات و افکار جدیده و الراقیه

 
مجله تحلیلی خبری بروال , دفتر مرکزی اهواز ، زیر نظر شورای سردبیری