کد خبر : 1309             انتشار : 1395/02/26 22:41          تعداد بازدید : 597
به مناسبت درگذشت جمال غیطانی

جمال غیطانی ... نقاش قاهره

جمال غیطانی نیز مانند نجیب محفوظ «حاره» (کوچه یا محل) را کانون رمان خود قرار داده ولی قاهره محفوظ کانونش کوچه و مردم بوده
جمال غیطانی
عباس بیضون؛ روزنامه السفیر (چاپ لبنان)
ترجمه: محمد جواهرکلام



عبدالحکیم قاسم، رماننویس مصری اخیراً به مرگی زودرس در گذشت؛ بعد از او رماننویسان دیگری چون محمد بساطی، خیری شلبی، و ابراهیم اصلان رخ در نقاب خاک کشیدند. امروز هم (نوزدهم اکتبر/ 27 مهر) جمال غیطانی، بعد از اغمائی چند ماهه، به آنها پیوست. پس از او ادوار خراط رمان نویس بزرگ مصر ما را ترک کرد. میماند بهاء طاهر، صُنع الله ابراهیم و ابراهیم عبدالمجید (که عمرشان بیش باد)، که اگر نبودند، می توانستیم بگوئیم که مرحلهای مهم از رماننویسی در مصر، که نجیب محفوظ بزرگترین نمایندهاش بود، رو به پایان است. مصر که از دیرباز قلب رماننویسی عرب شمرده میشد، در دهه شصت میلادی رمانش به اوج رسید. این دوسه دهه با پیروزی محفوظ در بردن نوبل ادبی در سال 1988، ادامه یافت. ولی با نزدیک شدن پایانه قرن تدریجا رو به افول رفت و اگر رماننویسانی که در بالا از آنها سخن گفتیم نبودند، میتوانسیتم از پایان این دوره از رماننویسی ــ رمان نویسی محفوظی ــ سخن بگوئیم. شاید درگذشت جمال غیطانی، یکی از برجسته‎ترین چهرههای این نسل، شاید اشارة دوری به پایان یافتن این عصر باشد.
رمانِ بعد از محفوظ در عین حال که همچنان پیرامون نجیب محفوظ دور میزند، از او تنها رقابت و انشعاب از او را به ارث برده است. رمانِ بعد از محفوظ (یا پسامحفوظی) شورشی علیه اجتماعیگرائی محفوظ و اولویت دادن او به تاریخ و کشمکشهای طبقاتی و سیاسی بر مسائل فردی بود. در برابر اینها نویسندگان دهه 60 افراد را به جای جامعه و طبقه گذاشتند، و برخلاف شبه مستندنویسی آنها، عرصه را برای تخیل و تفنن باز کردند. علاوه بر این نثرنویسی به شیوة محفوظ را به یک سو نهادند و زبانی شعرگونه برگزیدند. عبدالحکیم قاسم و ادوار خرّاط بی محابا به محفوظ تاختند که غیطانی پاسخشان داد، ولی ابراهیم اصلان، خیری شلبی، طاهر وطّار، و صُنع الله ابراهیم از اساس وارد این بحث نشدند. روشن است که رمان و رمان‎نویسی مرحلهای جدید را آغاز کرده است. درگذشت غیطانی، چنانچون غیاب عبدالکیم قاسم، ابراهیم اصلان و خیری شلبی، مانند حضور طاهر وطّار و صنع الله ابراهیم و ابراهیم عبدالمجید مناسبتی فراهم آورده که از مرحلة سپری شده تقدیر شود و در جائی شایسته از تاریخ ادبیات ما ردهبندی گردد.
جمال غیطانی همدم نجیب محفوظ بود، ولی در آغاز کار ادبیاش بر گفتههای علی الراعی ردیه تندی نوشت، چون این منتقد نوشته بود غیطانی متأثر از نجیب محفوظ است. او در پاسخش گفت که تأثیر از نجیب محفوظ که رابطة دوستانة عمیقی او را به نویسنده پیشکسوت پیوند میداد شبههای در زندگیاش نیست که از آن باک داشته باشد؛ اما راه ورود او به جهان ادب راهی یگانه و بغایت خاص بود و با راه محفوظ بسیار فرق داشت؛ او برای ورود به رمان‎نویسی معاصر از ادبیات کلاسیک عرب مدد گرفت. آری، از رهگذر میراث کلاسیک، و نه هر ادبیات کلاسیکی؛ ادبیاتی که به دست نویسندگانی نزدیک به مردم و در مرحلهای نوشته شده بود که زبان فصیح عرب در حال رکود بود، و ادبیات بیشتر به زبان توده نزدیک بود. غیطانی از آثار ابنایاس و جبرتی استفاده کرد. غیطانی نثری نوشت که هرکس میخواند، به صمیمیت او با این رجال متصوفه و نهادینه کردن زبان رمانش با آثار آنها و آزادی‎اش از قید و بندها و تخیل درخشانش پی میبرد. کوتاه آن که او بیشتر تحت تأثیر ادبیات صوفیانهای چون آثار جبرتی و ابنایاس مینوشت. به گونهای که رمانهایش از دو ویژگی ظاهراً متناقض برخوردار است: یکی شیوة روائی، اِخباری و شبه مردمی؛ و دیگری استفاده از آزادی در زبان و تخیل، غور در وجدان عمومی، و گشودگی روح، به شکلی همانند شادمانگی و شعرگونگی ــ چون نیایش. از این رهگذر غیطانی بر فردیتی مخصوص، شخصی و جهانی مستقل دست یافت. او در یک زمان عناصری چون اخبار، توصیف تاریخی، روح روائی، سرزندگی و نشاط روحی را جمع کرده است. با وجود همه اینها آزمون غیطانی در اساس تجربهای در زبان است؛ و مباحث زبانشناختی بر سر نقش تاریخی به کمکش آمده و از سبکهای صوفیانه چون برانگیختگی وجدانی و حدیث نفس بهره برده است.
جمال غیطانی نیز مانند نجیب محفوظ «حاره» (کوچه یا محل) را کانون رمان خود قرار داده ولی قاهره محفوظ کانونش کوچه و مردم بوده؛ در حالی قاهره غیطانی اغلب قاهره دوران ممالیک ایوبی است که به امروز و دیروز تعلق ندارد: قاهرهای تاریخی، معمارگونه و مهندسی شده؛ قاهرهای پر از نقش و نگار و عمارتهایی چون مساجد و دروازهها؛ قاهرهای فرو رفته در زمان. از این رو آثاری که غیطانی درباره‎اش نوشته، همانند خود قاهره است: تو در تو؛ مشجر؛ پر پیچ و خَم؛ و تقریباً شبیه نقشها، مهندسی قدیم و جدید، و دروازههای فراوان. بدین سان رفتنش را شکسته شدن منارهای از مصر میبینیم؛ یا دروازهای در قاهره که از پاشنه کنده شده است.

السفیر (19 اکتبر 2015) برابر با 27 مهر 94
البحث في ارشیف الموقع
تقریر مصور لیوم الشاب في معشور
نمادهای حیوانی درتمدن عیلام/حسین فرج الله
النشاط المُزدهِر الثقافي ومنطقة معشور
إلمتهَم/شعر:حسين فاضل جنامي
شهرهایی حقیقی با نام هایی جعلی رضا شاهی
فرقة اگزار للمسرح تقدم باکورة اعمالها في مدینة معشور
احلى الاعياد بنکهة هلال و هيل + صور
تخریب و القای تفرقه بین نخبگان عرب در فضای مجازی
اسدی:در شادگان و آبادان، نخل‌های فراوانی در حال نابودی هستند
آیت‌الله کعبی:انتقال آب خوزستان با وجود مشکلات فراوان جای سؤال دارد
عادت هميشگي حاضران در عرصه فرهنگ
معایدة الکبری در روز اجرا لغو شد
استفاده از کولر آبی در هوای ریزگردی، ممنوع
نخستین جشنواره «تعلیم، رسانه، تربیت» در خوزستان برگزار می شود
مدينة تستر تحتفل بعيد الفطر المبارک/تقرير مصور
معایدة فرحة العید في مدینة المحمرة(اللیلة الاولی)/صور
معایدة عدد من النخبة الأهوازیة مع آیة الله الحیدري(صور)
معایدة عدد من النخبة الأهوازیة مع آیة الله الجزایري(صور)
مدينة رامز تحتفل بعيد الفطر المبارک/تقرير مصور
اجواء العيد في الدورق/تقرير مصور
العيد في قلعة کنعان /تقرير مصور
اجواء العيد في تستر/تقریر مصور
معرفی دو کتاب از مهندس عبدالرضا نواصري
شدة ورد هايکوية من الأهواز/مصطفی جمال
 
مجله تحلیلی خبری بروال , دفتر مرکزی اهواز ، زیر نظر شورای سردبیری