کد خبر : 1517             انتشار : 1395/04/04 17:42          تعداد بازدید : 604

نام شهرخفاجیه درمصادر تاریخی ایران(5)

نام شهر خفاجیه در کتاب پانصد سال تاریخ خوزستان درصفحات:234، 269، 270، 447 و واژه خفاجه در صفحه 269 آمده است که به بررسی این صفحات خواهم پرداخت همچنین درپایان نام دیگر شهرها که دردوره پهلوی تغییر یافتند را ذکر خواهم کرد که امید وارم مورد استفاده پژوهشگران قرار گیرد.
نام شهرخفاجیه درمصادر تاریخی ایران(5)

نویسنده:حسین فرج الله

( پانصد سال تاریخ خوزستان
ونقد تاریخ پانصد ساله خوزستان، کسروی،
نوشته: عبدالنبی قیم،
نشر اختران، تهران1388)

خفاجیه (سوسنگرد کنونی) واژه خفاجيه، واژه ای سومری وبه شکل خفاژه درمصادر سومری ثبت شده است.
در کتاب تاریخ معماری جهان آن را این‌گونه توصیف می‌کنند «خفاژه شهری سومری که در هزاره چهارم قبل از میلاد بنا شد» (روزنامه فرهیختگان)

خفاجیه شهری در استان خوزستان ، فاصله شهر خفاجیه تا اهواز مرکز استان۵۵ و تا البسیتین(بستان) ۲۸ کیلومتر است،رودخانه کرخه از شمال آن می‌گذرد و شعبه‌ای از کرخه نیز از داخل شهر عبور کرده و در غرب و جنوب غربی شهر دو رود سابله و مالکیه از آن منشعب می‌شوند.شهر باستانی حویزه درجنوب غربی این شهر قراردارد.

شهر خفاجیه درتمدن سومر ،عیلام وتمدن میسان ونیز دردوره اسلامی از مهمترین شهرهای خوزستان بوده که درکنار شهر حویزه از مهمترین مراکزعلمی ودینی روزگار بوده اند ودردوره اسلامی به ویژه درزمان حکومت مشعشعیان ازمهترین شهر ها ومراکز دینی وصنعتی بوده است.

نام تاریخی وباستانی خفاجیه در دوره پهلوی به سوسنگرد تغییر یافت.

کتاب پانصد سال تاریخ خوزستان نوشته عبدالنبی قیم درواقع ردی علمی وصریح به تعصبات کورکورانه احمد کسروی است، احمد کسروی درمدت ده سالی که درخوزستان مسؤلیتهای حکومتی از سوی دولت رضا شاه داشت سعی به تحریف وانکار بسیاری از حقایق تاریخی وحذف هویت این مردم داشت وتوانست سال های سال تاریخ این مرز وبوم را به تحریف بکاشند تا اینکه درسال 1388عبدالنبی قیم با نوشتن کتاب پانصد سال تاریخ خوزستان بسیاری از تحریفات تاریخی را پاسخ بگوید وشبهات ایجاد شده را اصلاح نماید.
احمد کسروی دردوره اوج نژاد پرستی هیتلری زندگی می کرد وسعی کرددراین مدت باقلم وعمل این ناسیونالیست هیتلری را درکشور رواج دهد ودرواقع فعالیت ایشان نوعی اسلام ستیزی به سبک رضاشاهی بود پس ایشان دراین مدت تا توانست به جوسازی ونگارش تاریخ درغین برای مردم عرب همت گماشت حتی دراین دوره او یکی از حکومت های بزرگ ومؤسس مذهب شیعه یعنی مشعشعیان را تا توانست مورد هجوم قرارداد ودرموردسادات مشعشعی اتهامات وبدگویی های فراوانی را رواج داد.
نکته بسیار مهم درنوشته های احمد کسروی آن است که ایشان علاوه برهمه ظلمی که درحق تاریخ خوزستان داشت ولی خدمت بزرگی نیز انجام دادوآن حفظ بسیاری از وقایع تاریخی که اگر ایشان آنها را ثبت نمی کرد ممکن بود که به فراموشی سپرده شوند اما کینه توزی او باعث شد که بسیاری از حقایقرا هرچند با تحریف ثبت کند تا به دست ما برسد.

عبدالنبی قیم با تأليف کتاب خود ، واستفاده از منابع عربی وفارسی توانست حقایقی را آشکار سازد، که احمد کسروی سعی درپنهان کردن آنها نموده ویا آنها را مشاهده نکرده است ویا اینکه کمبود منابع دردوره رضا شاهی باعث این تناقض گویی وخلط قضایای تاریخی درکتاب احمد کسروی شده است ،قیم با بررسی منابع عربی که درآنها بسیاری از وقایع دوره بنی کعب وسادات مشعشعی ذکرشده توانست این حقایق پنهان را آشکار سازد پس حدود80سال با ردی علمی به این جریان پایان بخشد.

درواقع کل منابع مورد استفاده احمد کسروی به تعدادانگشتان دست بیشتر نبوده وبیشتر کتابش از موارد سماعی وشنیده او از مردم ویا برخی سالخوردگان بوده اما عبدالنبی قیم با استفاده از منابع علمی ،دانشگاهی وبسیاری از اسناد بین المللی و از اسناد تاریخی بریتانیا ونسخه های خطی کتابخانه های معتبر کشور وخارج از کشوربوده است که درواقع کتاب قیم را غنا بخشیده است .

آرمان نهچیری درمورد احمد کسروی چنین می گوید:
«کسروی بیشتر وقایع نگاری برجسته استتا تحلیل گر ومفسر بزرگ ،برای تحلیل تاریخ ،به ناگزیر باید نگرشی تاریخی داشت وبه سبب زمان ومکانی ارزش ها پی برد ودریافت که ابزاری که برای سنجش نیک وبد هرواقعه تاریخی به کار می رود،لزوما بایدمحدود به حدود فرهنگی وعینی آن برهه ی تاریخی مفروض باشد ».


نام شهر خفاجیه در کتاب پانصد سال تاریخ خوزستان درصفحات:234، 269، 270، 447 و واژه خفاجه در صفحه 269 آمده است که به بررسی این صفحات خواهم پرداخت همچنین درپایان نام دیگر شهرها که دردوره پهلوی تغییر یافتند را ذکر خواهم کرد که امید وارم مورد استفاده پژوهشگران قرار گیرد.

خفاجیه درصفحه234:

مشعشعیان وبنی طرف:

قبیله ی بنی طرف یکی از قبایل بزرگ عرب خوزستان است که اقامتگاه اصلی آنها در دشت میسان وعمدتا درشهر «خفاجیه» بوده است.تبار این قبیله به قبیله ی پر آوازه« طی »باز می گردد، از این رو بنی طرف خود را فرزندان حاتم طائى می دانند..........

صفحه 269چنین آمده است که:

از265تا 269بحث دربنی خفاجه وشهر خفاجیه ادامه می یابددر صفحه 265به نقل از احمد کسروی درباره ارتباط بنی کعب وبنی خفاجه سخن به میان می آید واینکه کسروی بنی کعب را جزءبنی خفاجه دانسته وعبد النبی قیم این سخن را خطا وبدون سند ومدرک دانسته است همچنین از سخنان ضدونقیض احمد کسروی درمورد نسب بنی کعب سخن به میان می آید که باز قیم درمورد سخنان غیر علمی وبدون مدرک کسروی انتقاد می کند وسخن لرد کرزن را درمورد بنی کعب نقل می کند «عمده ترین طوایف عرب ،قبیله بنی کعب به شمار می روند که دراصل هفتاد ودوتیره بودند که اکثریت آنها از میان رفته اند ،ولی از این قوم وتبار هنوزدرخوزستان فراوانند »

درصفحه 266ازسخنان بی دلیل ومدرک احمد کسروی بیشتر پرده برداری می شود،ایشان دراین صفحه این گونه بنی خفاجه را معرفی می کند که به دور از واقع است وعبدالنبی قیم به این سخنان بی مدرک پاسخ مستدل می گوید:
«بنی خفاجه گروه انبوهی بودند واز قرنها ی پیش از اسلام از عربستان به عراق کوچیده درمیان بغداد وبصره نشیمن اختیار کرده اندوچون همیشه با راهزنی ودزدی وتاراج وکشتار به سرمی بردند وچه بسا که راه حاجیان می زده اند از اینجا نامشان همیشه درتاریخ دیده می شود .خود کلمه خفاجه با کلمه دزد هم معنی بوده که به فرهنگ فارسی نیز درآمده ............

قیم چنین پاسخ می گوید :کسروی به روش معمول ومتداول خویش برای نوشته های فوق منبع ویا ماخذی را ذکر نمی کند وبه ما نمی گوید که به استناد کدامین نوشته ویا با توجه به کدامین سخن کلمه خفاجه را با کلمه دزد هم معنی دانسته بود.درادامه قیم اثبات می کند که درهیچ فرهنگ لغتی خفاجه را به دزد ترجمه نکرده اند..........

درصفحه 269درباره نام شهر خفاجیه ،از علی نعمه الحلو چنین نقل شده است :
«علی نعمه الحلو درکتاب خود سخن احمد کسروی درباره دو تیره بودن بنو خفاجه را نقل می کند.اما ایشان هر آنچه دراین باب نوشته با نام خفاجه بوده وسخنی از بنی کعب یا بنو حزن نکرده است ،او ضمن ذکر نام قبیله دراوایل قرن بیستم به ما نشان می دهد که بنو خفاجه درحال حاضر درناحیه شطره ،حله، کربلا، بغداد، دیاله، وسایر مناطق پراکنده اند.همو بدون ذکر تاریخ توطن این مردم درناحیه حویزه می نویسد: «تاریخ مهاجرت طایفه ی «خفاجه »به خوزستان به گذشته های دور می رسد، آنها بر کناره رود مالکیه سکنا گزیدند واز این رو منطقه که از شهر های تابع «حویزه» بود« خفاجیه»نام گرفت ،برخی از عشایر دیگری مانند «شرفا »درهم آمیختند ،اما کما کان به عنوان «خفاجه»از آنها یاد می شود برخی نیز نام جدید مراونه برخود گذاشتند »

درادامه به بحث اصل ونسب بنی خفاجه می پردازد.......

صفحه 447:
از شمارش جمعیت« بسیتین» و«خفاجیه »با آمار حویزه سخن به میان آمده که علت آنرا نگارنده تابعیت این دوشهر وکمبود جمعیت دانسته است که آمار جمعیت از میرزا عیدالغفار نجم الملک نقل شده وقیم آنرا رد کرده واز نویسندگان وسیاحان غربی آمار دقیق تری از جمعیت محمره وحویزه ودیگر شهر ها نقل می کند....

عبد النبی قیم دراین اثر تلاش فراوانی در جهت روشن شدن حقایق تاریخی نموده وتوانسته ایت بسیاری از اکاذیب که کینه توزانه به مردم عرب خوزستان نسبت داده شده را به نحو احسن پاسخ دهد و رد کند هرچند کتاب قیم درحد خود کتاب خیلی خوب وقابل تحسین است اما درمیان روشنفکران عرب مورد انتقاد است وعیب ونقص هایی نیز دارد که امید وارم درچاپ های بعدی این نقص ها برطرف گردد ........


(بیان که یکی از نام های محمره است در صفحه 337آمده است.)

بندر معشور ونه نام پهلوی ماهشهر در صفحه 272 و280تکرار شده است .

بندر محمره وشهر محمره درصفحات:
338، 339،344،345، 391، 417،25، 44،377،351،365،،369،367،363،362،360،410
،404،402، 408،............................461 وبسیاری از صفحات کتاب .

نام عبادان به جای آبادان دوره پهلوی:

480، 447، 299،87
این نام تکرار شده است.

نام عربستان به جای خوزستان درصفحات :26، 29، 34، 36، 71،73، 75 ، 80، 83، 171، 182، 198، 208، 210، 215، 220، 223، 225، 232، 242، 244، 250، 266، 271، 280، 317، 318، 321، 374، 388، 432، 435، 467 این نام برای خوزستان تکرار شده است .

حویزه به جای نام جعلی هویزه :21، 58، 59، 81، 89، 93، 124، 125، 130، 132، 135، 139، 140، 144، 146، 152، 155، 160، 164، 166، 168، 171، 175، 180، 182، 184، 186، 188، 189، 191،:194،: 196، 197، 199، 238، 242، 245، 247، 248، 250، 251، 251، 269، 274، 282، 285، 286، 288، 299، 314، 344، 349، 350، 353، 359، 366، 367، 395، 403، 405، 408، 423، 431، 445، 447، 449، 457، 458، 465، 482،
درتمام این صفحات نام حویزه تکرار شده است.

دورق که یکی از قدیم ترین نام های فلاحیه است وبه دوره عیلامیان باز می گردد وبه معنای کوزه دسته دار می باشد درصفحات زیر تکرار شده است: 159، 170، 180، 182، 189، 197، 202، 205، 231، 240، 241،'270، 274، 281، 284، 287، 290، 292، 296، 298، 301، 307، 308، 310، 315، 317، 321، 322، 328، 332، 333، 336، 360، 390، 433، 476 نام دورق به جای شادگان آمده است .

فلاحیه به جای نام جعلی شادگان درصفحات زیر آمده است این نام به دوره بنی کعب باز می گردد.24، 159، 233، 234، 238، 286، 287، 290، 291، 294، 286، 298، 302، 304، 310، 311، 313، 314، 316، 321، 323، 332، 336، 338، 341، 316، 321، 323، 332، 336، 338، 341، 344، 355، 357، 360، 361، 363، 365، 374، 379، 381، 389، 391، 392، 394، 395، 400، 409، 410، 414، 417، 419، 426، 428، 444، 445، 448، 449، 470، 478، 480 این نام دراین صفحات آمده است .

حق طبیعی وقانونی هرمردمی است که نام فرزندان وروستا وشهر خود را بنا برزبان وفرهنگ خود انتخاب
کنند وقانونی برای ممنوع بودن این حق وجود ندارد.

حسین فرج الله (ابو عرفان)شوشتر

منبع:

قیم ،عبدالنبی ،پانصدسال تاریخ خوزستان ونقد «تاریخ پانصد ساله خوزستان »کسروی
،نشر اختران، تهران1388
البحث في ارشیف الموقع
تقریر مصور لیوم الشاب في معشور
نمادهای حیوانی درتمدن عیلام/حسین فرج الله
النشاط المُزدهِر الثقافي ومنطقة معشور
إلمتهَم/شعر:حسين فاضل جنامي
شهرهایی حقیقی با نام هایی جعلی رضا شاهی
فرقة اگزار للمسرح تقدم باکورة اعمالها في مدینة معشور
احلى الاعياد بنکهة هلال و هيل + صور
تخریب و القای تفرقه بین نخبگان عرب در فضای مجازی
اسدی:در شادگان و آبادان، نخل‌های فراوانی در حال نابودی هستند
آیت‌الله کعبی:انتقال آب خوزستان با وجود مشکلات فراوان جای سؤال دارد
عادت هميشگي حاضران در عرصه فرهنگ
معایدة الکبری در روز اجرا لغو شد
استفاده از کولر آبی در هوای ریزگردی، ممنوع
نخستین جشنواره «تعلیم، رسانه، تربیت» در خوزستان برگزار می شود
مدينة تستر تحتفل بعيد الفطر المبارک/تقرير مصور
معایدة فرحة العید في مدینة المحمرة(اللیلة الاولی)/صور
معایدة عدد من النخبة الأهوازیة مع آیة الله الحیدري(صور)
معایدة عدد من النخبة الأهوازیة مع آیة الله الجزایري(صور)
مدينة رامز تحتفل بعيد الفطر المبارک/تقرير مصور
اجواء العيد في الدورق/تقرير مصور
العيد في قلعة کنعان /تقرير مصور
اجواء العيد في تستر/تقریر مصور
معرفی دو کتاب از مهندس عبدالرضا نواصري
شدة ورد هايکوية من الأهواز/مصطفی جمال
 
مجله تحلیلی خبری بروال , دفتر مرکزی اهواز ، زیر نظر شورای سردبیری