کد خبر : 1623             انتشار : 1395/04/29 09:17          تعداد بازدید : 3368

نمادهای حیوانی درتمدن عیلام/حسین فرج الله

شوش درزبان عبری سوس خوانده می شودوسوس به معنای اسب می باشد،از این رو واژه سیاست از واژه سوس گرفته شده است که درواقع سیاست به معنای تربیت ورام کردن است ودرطول تاریخ به معناومفهوم سیاست امروز تغییر یافت.
نمادهای حیوانی درتمدن عیلام/حسین فرج الله

نویسنده:حسین فرج الله

تمدن عيلام با قدمتی بیش از 6000سال تا 10000سال یکی از باشکوه ترین وقدیم ترین تمدن های جهان باستان است .این تمدن با پایتختی شوش یکی از تمدن های اقوام سامی در خوزستان کنونی بوده است ، تمدن عیلام بزرگ درطول حیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، ونظامی خود فراز ونشیب های زیادی را پشت سرنهاده که درطول هزاران سال بسیار اندک به آن پرداخته شده است .
تمدن عیلام هیچ گاه شکوه وعظمتش را از دست نداد بلکه از شکلی به شکل دیگر تغییر یافت ودرتمام دوران زندگی بشر با بشریت زنده بوده است.

درتمدن های قدیم وباستانی مانند تمدن عیلام گاهی، برخی شخصیتها یا حیوانات به عنوان نماد ،شکوه وعظمت وصف ناپذیری می یابند واز شرق تاغرب شناخته شده می شوندبرخی از محققین این نمادها را بت ها یی برای پرستش می دانند درصورتی که این برخلاف واقع می باشد واین نمادها ومجسمه ها درواقع مورد پرستش قرار نمی گرفتند بلکه برای آسایش خاطر مردگان وبه عنوان تسلی بخش روح مردگان با آنها دفن می شدند وگاهی نیز به عنوان جایگزین قربانیان انسانی بودند که دربرهه ای از تاریخ مردم با ستان با مردگان خود زندگانی را زنده به گور می کردند اما پس از قرنها بشر به این نتیجه رسید که می توان به جای افراد زنده مجسمه هایی را با مردگان دفن کرد واز زنده به گورکردن زندگان جلوگیری کرد.هرچند که بشر دردوران باستان دربرخی اوقات بت پرستی رواج دشته بود اما این واقعه همیشگی نبوده وبیشتر اوقات مردم باستان یکتا پرستانی منحرف ونه بت پرست بودند.

در برهه ای بشر برای بدست آوردن قدرت خارق العاده ای که درحیوانی خاص وجود دارد مجسمه آن حیوان را به عنوان طلسم ویا توتم همیشه همراه خود داشته است وسعی دارد تا قدرت فوق العاده موجود رابدست آورد مانند مجسمه گاونر که نشانه قدرت وتوان دفاعی است ورمز حاکم آن سرزمین است به این دلیل آنها دربیشتر کتیبه ها یا حجاریها ویا مجسمه ها گاو نر را به تصویر کشیده اند.

پرستش یا تقدس حیوانات درتمدن عیلام:

عیلامیان نیز مانند دیگر اقوام سامی نمادهای حیوانی فراوانی داشته اند اما باید این حقیقت را گفت که این نمادها برای پرستش نبوده اند زیرا حجم وشکل حیوانات آنقدر کوچک بودکه آن عظمت وبزرگی وشکوه را نداشت که به عنوان خدا یانی تلقی شوند وموردپرستش قرارگیرند.دربرخی تمدن ها مانند مصر با مجسمه های غول پیکر حیوانات مواجه می شویم که ممکن است درآن تمدن مورد تقدیس یا پرستش بوده اند اما درتمدن عیلام مجسمه ها درواقع نوعی شاهکار هنری بوده اند وشاید رمز قدرت خاص آن حیوان را درنظر می گرفتند وبامردگان خود دفن می کردند هرچه هست مجسمه های عیلامی به بلندی 5سانتیمتر وعرض 7سانتیمتر ویا کمی بزرگتر ویا کوچکتر آن عظمت وشکوه پرستش راندارند زیرا بشر درطول تاریخ سعی کرده است که نمادهای خدایان خود را بزرگ وخارق العاده جلوه دهد حتی امروزه ما مسلمانان سعی می کنیم که مناره های مساجد توحیدی خود را آنچنان بزرگ وباعظمت بسازیم وقبه های بارگاه مذهبی را آنچنان با شکوه جلوه می دهیم که عظمت خدای بزرگ را برای مابه تصویر بکشد .پس مجسمه هایی کوچک مانند کرریشا ویا اینشوشیناک نمی تواند به عنوان خدایان قرارگیرند ومورد پرستش باشند.

درواقع هدف از این مجسمه ها قدرت آن حیوانات وانتقال قدرت به صاحب آن مجسمه است که این فرض بیشتر با روحیه بشری وبزرگ جلوه دادن خدایان سازگار است ،حیوانی مانند شیر که درتمدن عیلام وشهر شوش یافت شددرواقع نشان قدرت حاکم آن سرزمین است ورمز قدرت ملوک عیلامی است ونمی تواند نماد خدا باشد چون این مجسمه 60یا 70سانتی آن عظمت را نداردبلکه بیشتر آرامش را به رخ می کشد علاوه برآن در کتیبه های آشوری عیلامیان را باشیری دربغل که برای هدیه به نبوخذنصر دوم آورده اند به تصویر می کشند این نشان از آن است که این شیر مقام خدایی نداشته زیرا کسی نماد ویا خدای خودرا به دیگر ملل هدیه نمی دهدآن هم به یک اشغالگر .

عیلامیان یکتا پرست بودند ودردورانتاش (چغازنبیل کنونی)هیچ گونه نماد غیر توحیدی ویا نمادهایی از بت پرستی وجود ندارد، معبد دهنو ،بیت لابات، تنگ سروک، اشکفت سلمان، کول فرح، معابد برد نشانده، شوش با همه معابدش درهیچ کدام نمادهای غیر توحیدی یافت نشده است بلکه مجسمه هلی کوچکی درقبرمردگان یافت شد که نمی تواند باحجم کوچک برای پرستش به کار روند امروزه درهند خدایان سنگی فراوانی موردپرستش قرارمی گیرند که بنابر فطرت انسان آنها را بسیار باشکوه وبزرگ ساخته اندولی درعیلام این مجسمه ها به اندتزه کف دست می باشند.

نمادحیوانات درتمدن عیلام:

حیواناتی مانند: شیر،گاو نر، گاو ماده،میمون، اسب، گاومیش، ماهی،مار ،عقاب، شاهین، عقرب، بزکوهی،گوزن، آهو، گوسفندنروماده، بره، پلنگ، سگ، خرس، وحیوانات امتزاحی یا ترکیبی مانند شیر ،گاونر ویا اسب پرنده ، انسان با دم عقرب، اسب با پای عقاب ،اسب با سروبال عقاب، انسان با تنه گاونر، جسم زن با سرگاومیش وبسیاری از نمادهای باستاتی که درآثارتاریخی شوش ودیگر آثار عیلامی به وفور یافت می شود.

نمادشیر:

شیر حیوان بومی دشت خوزستان ودیگر مناطق بیابانی ونیمه بیابانی کشورهای عربی است.شیر از شوش تا بیابانهای حجاز یافت می شود وتقریبا شباهت فراوانی بین شیر جنگل های کرخه وبیشه های کارون وشیرهای عراق ودیگر سرزمین های عربی دیده می شود وعلت این تشابه ،تشابه محیط زندگی وتاحدودی آب وهواست به این دلیل شیر دراین مناطق نماد واحدی است وگاهی می توان گفت که شیر درتمام جهان نماد واحد ومشترک داردوآن رمز قدرت وسلطنت وپادشاهی است.وبه این دلیل شیر درتمام فرهنگ ها به سلطان جنگل معروف است.
(قابل توجه آنکه شیر حیوانی است که فقط درمناطق دشتی وبدون سنگلاخ می تواند شکارکند با این توضیح درمناطق کوهستانی شیر نماد قدرت نیست ودربسیاری ازتمدن های مناطق کوهستانی خرس ویا گرگ وگاهی هم بزکوهی نماد قدرت است چون برای مردم کوه نشین شیر وتوانائيهايش شناخته شده نيست.)

شیر کرخه که در لوحه های عیلامی وتخت جمشید ویا درلوح های آشوری دیده می شود باشير هندی ويا شير آفریقایی متفاوت است.شیر کرخه نسبت به شیر هندی ویا آفریقایی یال کم پشتی داردولاغرتر وچابکتر است این تفاوت وتندوتیزی باعث شده که درمبارزه های خونین بین دیگر شیرها پیروز شود واین پیروزی، شیر های کرخه شوش راشهره آفاق کرده است وعیلامیان بعنوان هدیه بچه شیرهای کرخه را برای پادشاهان آشوری ومصری ودیگر پادشاهان می فرستادند.

شیر درتمدن عیلام نماد قدرت وعظمت پادشاه عیلام بوده ودرکاوشهای شوش که توسط دیولافوا صورت گرفت شیری از گل پخته وبه رنگ آبی فیروزه ای وزرد یافت شدو درنوع خود شاهکار هنری بود وعلاوه برآن آجرهای لعابدار کاخ های شوش با تصاویر بسیار زیبای شیر کرخه درحد خود شاهکار هنری جهان باستان است.
علاوه برآن مجسمه کوچک شیر با عرابه چهارچرخ که درحدود5سانت درهفت سانت یک حجاری خارق العاده است ونیز عصای طلایی که از شوش یافت شد که دسته عصا سرشیر است ومجسمه نارونده ونشسته برشیر ،مجسمه شیر با عضلاتی شبیه به بدنسازان امروزی ،نقش شیری که معبدی شبیه به دورانتاش را بردوش حمل می کند.

نماد گاونر وماده:

گاو بومی مناطق دشتی خوزستان است وشاید بتوان به جرأت گفت که گاو را عیلامیان ویا مردم بین النهرین اهلی کردند چون گاو از ابتدا بومی این سرزمین بوده است.ومانند آهو وگوزن زرد دراین سرزمین از بدو خلقت می زیسته ودرغارهاوسکونتگاهای اولیه بشر درکوههای اطراف شرق شوش ویا شوشتر استخوان های گاو از چندین هزار سال پیش از تاریخ یافت شده است.

گاو ماده درتمدن عیلام نماد خیر وبرکت وبالندگی وزاد وولد وحیات است وتصاویر ومجسمه های فراوانی از این حیوان یافت شده هرچند که از این نژاد گاو بومی خوزستان بسیار کم یافت می شود اما این گاو با جسه کوچک وشاخ های بلند هنوز دربسیاری از روستاها دیده می شود این گاو با ورود گاوهای نژاد اصلاح شده خارجی کم کم ازچرخه اقتصادی خارج شدند وجای آنها را گاوهای خارجی گرفتند.

ستون های بزرگ کاخ های عیلامی شوش با سر ستون های گاو از مهم ترین شاهد مثال این جریان است .گاو درتمام تمدن های شرقی نماد زایش وخیر وبرکت ،هند ،چین، مصر، سوریه، کوش، یونان، روم وبسیاری از دیگر تمدن های جهان باستان.

گاو نر : این نماد باز در بسیاری از تمدن های ذکرشده نماد پرکاربردی است که ،گاو نر قدرت و نیروی تولید مثل است. نماد گاو نر رسمی عمده در مصر، عیلام، بین النهرین،خاورمیانه باستان، شرق مدیترانه، و هندوستان بوده که بعدها به یونان و رم و بخش هایی از اروپا نیز سرایت کرد. در بین النهرین و مناطق مجاور تصاویر گاوهای نر با حاصل خیزی و تجدید حیات در ارتباط بود و در ادوار بسیار کهن گاو نر معمولاً نماد محافظت شهر به شمار می رفت.

گاو نر دارای سر آدمی و بال نقش(الثور المجنح)که نمادی آشوری است ودرتخت جمشید نیز وجودداردرمز حفاظت و نگهبانی را به ویژه در تندیس های نو آشوری داشت.این تندیس با سرنبوخذنصردوم در دروازه شرقی کاخ ملل تخت جمشید مشاهده می شود. از نظر عبرانیان و بعد ها از دیدگاه رومیان به منزله میثاقی با یکی از خدایان به شمار می رفت. رسم قربانی در سال نو و جشن های بهاری در بین النهرین و نقاط دیگر با میترا، که گاو را می کشد، خوشه های گندمی را نشان می دهد که از خون این حیوان جوانه می زند. بسیاری از ستون ها را به شکل سر گاو درست می کردند. علامت گاو با نام ثور یکی از صورت های فلکی به شمار می آید و احیای بهار را نوید می دهد.

نماد گاو درتمدن های شرقی:


مصر: گاو ماده دو سر مظهر مصر است و پاهای گاو ماده آسمانی، نوت بانوی آسمان و چهار بخش زمین است و ستارگان فلک زیر بدن او قرار دارند. مراسم سالانه ممفیس با شرکت فرعون و یک گاو نر مقدس زنده به معنای تجدید نیروی حیات بر پا می شد.

هندو: گاو مظهر باروری و حیوانی مقدس است و ماده گاو برآورنده آرزوهاست.

سومری و سامی: نماد گاو نر در همه عقاید سومری و سامی مشترک است.

عبری : گاو نر، مظهر قدرت یهود است.

نماد اسب :

شوش درزبان عبری سوس خوانده می شودوسوس به معنای اسب می باشد،از این رو واژه سیاست از واژه سوس گرفته شده است که درواقع سیاست به معنای تربیت ورام کردن است ودرطول تاریخ به معناومفهوم سیاست امروز تغییر یافت.بنابر شواهد باستان شناسی اولین کسانی که اسب را رام نمودند عیلامیان شوش بودندهرچندکه برخی آنرابه بین النهرین نسبت می دهند اماهرچه هست عیلام با بین النهرین مرزوحدودی دقیق نداشته وگاهی عیلام را جزءبين النهرين دانسته وگاهی عیلامیان بین النهرین رازیر سلطه داشته اند.

اسب نماد قدرت دفاعی وتیزی وچابکی است وقدرت دفاعی ونظامی تمدن ها به اسب های تند وتیز وچابک بستگی داشت ازاین رو اسب های اصیل عیلامیان از اسب های اصیل عربی بوده وتابه امروز از آنها به فراوانی یافت می شود ودر زمان مهری خانم دردوره پهلوی شناسایی شدند وبه کشورهای اروپایی صادرشدند این نمونه اسب مختص دشت های وسیع وبدون سنگلاخ است هرچند که برخی امروزه اسب اصیل عرب را به مناطق کوهستانی نسبت می دهند واین باطبیعت وشرایط محیطی کوهستان سازگارنیست،
اسب اصیل عرب باتوجه به زخامت کم پوست بدن ونداستن موی بلند با محیط سرد کوهستان سازگار نیست علاوه برآن اناتومی بدن این اسب با اسب های کوهستان متفاوت است ،اسب کوهستان پرمو با هیکلی کوتاه وسری بزرگ وپاهایی چاق وقوی است زیرا محیط وشرایط زندگی وحرکت برسنگلاخ ومناطق مرتفع ولزوم ایستادن درجاهای مرتفع وباتعادل کم سبب شده که راه رفتن این اسب بادیگراسب هامتفاوت باشدوبنابرمحیط زندگی این گونه اسب وقتی دست خودرا بلندمی کند پای خودراجایگزین می کند به دلیل عادتی که درکوه داردوبرای حفظ تعادل اسب است .سراین گونه اسب همیشه پایین است وعلت آن محیط کوهیتان ونگاه به پایین برای قدم برداشتن است،اما اسب اصیل عرب قدی بلند سری زیبا وهیکلی لاغر ومویی کم وپاهایی باریک وبلند است چون محیط زیست این گونه اسب دشت های پهناور ومناطق صحرایی است واز آنجا که دردشت اسب می تواند به راحتی گام بردارداین اسب بسیارسریع وپاهایش باریک وبلند است اما علت اینکه این اسب همیشه سرش را بالانگه می دارد آن است که همبشه به دور دست ها نگاه می کند وموانعی طبیعی درمسیرش وجود ندارد.از ایت رو اسب عیلامی وآشوری همان اسب اصیل عرب است چون شرایط محیطی یکسان است .

نماد مار:
این نماد درتمدن عیلام ودرفرهنگ مردم عرب خوزستان جایگاه ویژه ای داردبرخی براین باورند که مار موجودی مقدس ونگهبان خانه است که نباید به او آزاری برسدبرخی نیز اورا مامور الهی برای هشدار به بشر وبرخی او را شفادهنده بیماری می دانند ودرمورد آن اساطیر فراوانی برسر زبان هاست.درتمدن عیلام نماد مار قدرت حاکم را نشان می دهد که اگر باکسی دشمنی کردمانند مار کشنده وقهار است علاوه برآن نشان حرکت وسیر وبالندگی است ونیز نشان آب روان که ازلحاظ حرکت وسیر به هم شبیه می باشند.

(دراسطوره ای توراتی این مار است که بر درخت ممنوعه چنبره زده و حوا را تشویق به خوردن میوه خرد مي کند و اوست که حوا را نسبت به جهان آگاه و بینا می کند. از موقعی که حوا میوه را خورد، آدم را نیز آگاه می کند و به همین سبب از بهشت رانده شدند. چون نباید نسبت به حیات آگاه می گشتند. این خرد هم باعث خوشبختی و هم باعث بدبختی انسان شد و زندگی انسان آسمانی و بهشتی به زمین هبوط کرد که به معنی سقوط از عالم علوی به عالم سفلی است و در تمام مذاهب وجود دارد، در کيش گنوستیگ همين مفهوم از طریق مار انجام شده اگر مار نبود در حال حاضر انسان در بهشت بود .

مار نماد تولد دوباره است، چون هر سال پوست می اندازد و تولد دوباره دارد. پس جاودانه است واز بین نمی رود. گزیدن مار نماد دوگانه آب و آتش (سرد و گرم) است، داغ است چون می گزد و چون می میراند سرد است. مار همان اوروبرو (اوروبروس) در اساطیر یونان است که گرد جهان حلقه زده ( متعلق به 3500 سال قبل ) یعنی بلعندهء دُم خود، نماد کامل بودن و تمامیت، مانند ماندالا در هند است.

مار نقش منفی هم دارد چون جنبهء آشوب کیهاني را دارد، در لاتین chaos (کائوس) یعنی آشفتگی جهان، آشوب ازلی، ویرانی اولیه. کائوس که یونانی ها خائوس می گفتند آشفتگی اولیهء کیهان بوده. دراساطیر یونان و بین النهرین قبل از توفان نوح و آفرینش آدم، جهان اولیه دچار یک آشفتگی و بی نظمی بوده که توسط خدایی به نام مردوک یا دوموزی (در سومر) جهان را نظم بخشید. همیشه در اساطیر باستانی و کهن دو عنصر نیک و بد بودند. مردوک خدای بزرگ، و تیامت غولی است که دنیا را بر هم می زند و همیشه بین این دو جنگ است. در یونان خائوس کيهان را بر هم می زند و خدای زمان کرونوس آن را نظم می بخشد.

از نظر علمی، کهکشان در اثر یک انفجار بیگ بنگ (انفجار اولیه ) شکل گرفت و از درون این فروپاشیدگی خورشید پديد آمد و سیارات در اثر جاذبه به دور آن منظم شدند و شکل گرفتند. میلیون ها سال است که به دور خورشيد می گردند. تازه اين منظومهء شمسي در بین صدها و هزاران کهکشان دیگرند و ممکن است روزی هم دوباره نابود شوند. مار نماد آشوب ازلي و تیامت نيز نماد آشفتگی و نیروی خیلی قوی در جهان است مار همان طور که می تواند آگاهی را به انسان بدهد، مغضوب هم واقع می شود. دراساطیر یونان پرومته این نقش آشوب و مار را بر عهده دارد. پرومته درست کردن آتش را به انسان یاد داد و آن را از خدایان ربود. به همین خاطر ،مورد غضب واقع می شود. او را از کوهی آویزان می کنند. در هر صبح عقابی جگر او را می خورد و در پایان شب، دوباره جگرش به حالت عادی برمی گردد و این امر تا ابد تکرار می شود. به مانند شیطان که تا آخر عمر مغضوب واقع شده، پرومته نيز دچار یک شکنجهء ابدی و ظلمانی است.

سرهای اژدهای سه سر در اغلب تصاویر یکی به طرف بالا و دیگری روبه رو و آخری به سمت زمین است که نماد تثلیثی است که دلالت بر آسمانی و زمینی بودن وی دارد. سر به طرف بالا یعنی اژدها آسمانی است، سر رو به رو یعنی بر جو حاکم است و سر به سمت زمین یعنی بر زمین احاطه دارد، چون خداست.

(برگرفته از سايت استاد اسماعيل پور)


گاومیش :

گاومیش حیوان بومی هورهای خوزستان وجنوب عراق ودر کتیبه های سومری ومجسمه ها وتندیس های 8000سال پیش سومری وعیلامی دیده شده است هرچندکه برخی عقیده دارندکه ازچین ویا هند وارد این سرزمین شده ولی این نظریه قابل پذیرش نیست چون امروزه می بینیم که حیوانات فراوانی داریم که درآن واحد درچند نقطه زمین زندگی می کردند مانند شیرها ،فیل ها ،میمون ها ودیگر حیوانات وعلاوه برآن وجود کتیبه های سومری تایید کننده وجود گاومیش دراین سرزمین از هزاران سال پیش است .

گاومیش نماد نجابت وخیر وبرکت است به این دلیل آنرا به شکل جسم زن وسرگاومیش درتمدن عیلام نمایش می دهند که نماد نجابت وپاکی بانوی عیلامی است وهنوز درمیان مردم عرب خوزستان رایج است که می گویند فلان خانم درنجابت مانند گاومیش است وعلت آن نجابت گاومیش وعدم جفت گیری با فرزندان خود است
که این خصلت فقط درمیان گاومیش ها وجود دارد.

گاومیش باتوجه به نداشتن غدد تعریق باید برای خنک شدن وارد آب شود باتوجه به این ویژگی گاومیش درهور ودرکنار رودخانه ها ی خوزستان زندگی می کند وبرای عیلامیان این حیوان شناخته شده است.
نمادهای امتزاجی یا ترکیبی:

درواقع نمادهای ترکیبی ،ترکیب قدرت های مختلف دریک موجود است واین پیام رادرخودداردکه این موجود که غالبا رمزی از پادشاه است دارای تمام قدرت هاست.مثلا تنه اسب، پاهای عقاب، سر انسان وبال های عقاب ،موجودی می سازند که قدرت جنگی ودفاعی اسب وپاهای درنده عقاب وبال های پرواز قوی واستوار عقاب وسرمتفکر انسان که معمولا پادشاه است را داراست.

گاو نر(الثّور المجنح) با سر نبوخذنصر وبالهای عقاب که نمادی آشوری است قدرت گاونر دردفاع وزادوولد وبالهای عقاب وپرواز مداوم ومغز متفکر این پادشاه آشوری را نمایان می سازد.

گوی بالدار(فروه، فروهر)الرجل المجنح:نمادی آشوری است که از دوره سومریان آغاز شد ودردوره آشوریان به تکامل خودرسید وبه عنوان یک نماد آشوری درتمام سرزمین تحت سلطه آشوریان به کارمی رفت که دربسیاری از کتیبه های ایران مانند تخت جمشید وغیره به عنوان آرم حکومت ومحل سلطه آشوریان به کار رفته است.

نماد گرایی دروجود همه انسان ها است وهمه تمدن ها وملل جهان نمادهایی را به عنوان رمز قدرت وحکومت ویا دین خود اختیار می کنتد که امروزه درپرچم بیشتر کشورها این نمادها دیده می شودوگاهی برخی نمادها بین همه کشورها مشترک می شوندمانند اسب وشیر وبرخی از علایم اختصاری که به یک مفهوم درسراسر جهان به کار می روند.



حسین فرج الله (ابوعرفان)شوشتر

منابع:

تاریخ وتمدن عیلام :یوسف مجید زاده

تاریخ عیلام :پیر امیه

باستان شناسی ایلام :دنیل پاتس

شوش شش هزار ساله :پیرامیه

عصر مفرغ ایران:دکتر حسن طلایی

فرهنگ نامه ایران باستان:رضا مرادی غیاث ابادی

دنیای گمشده عیلام:والترهنس

باستان شناسی غرب ایران:فرانک هول

سفال وسفالگری درایران:سیف الله کامبخش

تاریخ پوشاک ایران :پریچهر رحیمی





















البحث في ارشیف الموقع
تقریر مصور لیوم الشاب في معشور
نمادهای حیوانی درتمدن عیلام/حسین فرج الله
النشاط المُزدهِر الثقافي ومنطقة معشور
إلمتهَم/شعر:حسين فاضل جنامي
شهرهایی حقیقی با نام هایی جعلی رضا شاهی
فرقة اگزار للمسرح تقدم باکورة اعمالها في مدینة معشور
احلى الاعياد بنکهة هلال و هيل + صور
تخریب و القای تفرقه بین نخبگان عرب در فضای مجازی
اسدی:در شادگان و آبادان، نخل‌های فراوانی در حال نابودی هستند
آیت‌الله کعبی:انتقال آب خوزستان با وجود مشکلات فراوان جای سؤال دارد
عادت هميشگي حاضران در عرصه فرهنگ
معایدة الکبری در روز اجرا لغو شد
استفاده از کولر آبی در هوای ریزگردی، ممنوع
نخستین جشنواره «تعلیم، رسانه، تربیت» در خوزستان برگزار می شود
مدينة تستر تحتفل بعيد الفطر المبارک/تقرير مصور
معایدة فرحة العید في مدینة المحمرة(اللیلة الاولی)/صور
معایدة عدد من النخبة الأهوازیة مع آیة الله الحیدري(صور)
معایدة عدد من النخبة الأهوازیة مع آیة الله الجزایري(صور)
مدينة رامز تحتفل بعيد الفطر المبارک/تقرير مصور
اجواء العيد في الدورق/تقرير مصور
العيد في قلعة کنعان /تقرير مصور
اجواء العيد في تستر/تقریر مصور
معرفی دو کتاب از مهندس عبدالرضا نواصري
شدة ورد هايکوية من الأهواز/مصطفی جمال
سوشیانت ( 1395-06-14 11:13 )
نادون فکر کردی این نماد چی است این تمثال جمشید است وچون قدرت پرواز داشته مردی با دو بال است وچون نبی بوده حلقه فرکیانی دارد حالا جمشید چند سال پیش بوده اون 10000سال پیش شاه ایرانویچ بوده پس از سومر هم کهن تر است تازه سومریها خود گروهیند که 8000سال پیش ایرانویچ رو ترک کردن وتمثال شاهشون رو با خود بردند لطفا اینقدر اراجیف نبافین

 
مجله تحلیلی خبری بروال , دفتر مرکزی اهواز ، زیر نظر شورای سردبیری