کد خبر : 615             انتشار : 1394/09/14 15:17          تعداد بازدید : 1041
به مناسبت درگذشت فاطمة المرنیسي

فاطمه المرنيسى: رو در روى نابرابرى جنسى/حسین عباسي

وى، از سياستمداران و فرهيختگانى انتقاد مى کند، که در پىِ نوسازى کشورند، اما ديدگاه آنان نسبت به "زنان" هيچ تغييرى نمى کند. از اين رو ـ و به نگرِ وى ـ تا هنگامى که زن، فرودست باشد، نمى توان در زمينه هاى اقتصادى و سياسى، به دموکراسى دست يازيد
فاطمه المرنيسى: رو در روى نابرابرى جنسى/حسین عباسي

روزنامه ی ایران در معرفی اندیشمندان معاصر عرب، بیست مقاله، تحت عنوان سپهر مدرن عربی، از حسین عباسی به چاپ رساند. در این مقالات، علاوه بر معرفی بیست نویسنده و اندیشمند عرب، شاخص ترین نمایندگان جریان های فکری نیمه ی دوم قرن بیستم، معرفی شده اند. برخی از این اندیشمندان و نویسندگان عبارتند از: برهان غلیون، ادوارد سعید، نوال السعداوی، عبدالمجید الشرفی، عزیز العظمة، هبة رؤوف عزّت، سید محمد حسین فضل الله، یوسف القرضاوی و فاطمه المرنیسی.
این مقاله به مناسبت درگذشت فاطمه المرنیسی در بروال به چاپ می رسد.


سپهر مدرن عربى (۲)
فاطمه المرنيسى: رو در روى نابرابرى جنسى




حسين عباسى

مسأله ی گفتمان دينى و مسائل زنان يا زن و اسلام که جان اسپوزيتو از آن به عنوان بحث داغ جوامع مسلمان ياد مى کند، از دغدغه هاى مهم فاطمه المرنيسى (۱۹۴۱) نويسنده ی مغربى تبار است. به نظر اسپوزيتو، آنچه در اين روند مهم مى نمايد، تبيين نسبت سنّت با تحول است، که در مباحثى چون «نقش مذهب در سياست و جامعه» نمود مى يابد و يکى از مباحث مهم درباره ی مناسبات زن و مرد - و به ويژه موقعيت و نقش زنان در جامعه - بوده است. کشمکش براى دستيابى به برابرى، يعنى نزاع بر سرِ تعريف معناى برابرى و تعريف نقش ها و مناسبات زن و مرد، همچنان ادامه دارد. اين جنگ، تنها برسر هويت و ايمان دينى نيست، بلکه جنگى جنسيتى، طبقاتى، سياسى و اقتصادى نيز هست.» (۱)
فاطمه المرنيسى، تنها به زبان فرانسه مى نگارد. نخستين کتاب او "السلوک الجنسي في مجتمع إسلامي رأسمالي تبعي" در سال ۱۹۸۲ به عربى ترجمه شد و کتاب ديگر وى، «الحريم السياسي؛ البني والنساء» (۱۹۹۰) - که در ايران با نام "زنان پرده نشين و نخبگان جوشن پوش" برگردان شده - در جهان عرب با استقبال فراوانى رو به رو شد.
مسائل زنان، در تاريخ گذشته و کنونى، محورهاى اساسى اهتمام مرنيسى است. به گفته ی نصر حامد ابوزيد، «بحث زن در گفتار مرنيسى، تنها جنسيت را دربرنمى گيرد. نيز، مسأله ی مهم او، عقب ماندگى اجتماعى و انحطاط فکرى و يا قضاياى دينى نيست، بلکه افزون بر اين، همه ی مسأله ی "بحران سلطه ی سياسى" و رابطه ی سلطه و مردم را در طول تاريخ مدّنظر دارد.» (۲)
از نوشته هاى مرنيسى که به عربى ترجمه شده، مى توان از اين کتاب ها نام برد:
نساءُ على أجنحة الحلم (۱۹۹۸)، سلطاناتٌ منسيات (۱۹۹۶)، الخوف من الحداثة (۱۹۹۴)، صِورٌ نسائية (با همکارى ديگران) (۱۹۹۶)، ما وراء الحجاب (۱۹۹۷)، أحلام النساء (۱۹۹۷)، شهرزادُ ليست مغربيةً (۲۰۰۲)، العابرةُ المکسورة الجناح؛ شهرزاد ترحل إلى الغرب (۲۰۰۲)، هل أنتم محصنَّون ضدَّ الحريم (۲۰۰۰).
تابوى جنسيت مرنيسى در نخستين کتاب خود، بر اساس آمارى که ارائه مى دهد، وضعيت زنان و خانواده هاى تهيدست جامعه خود را بررسى کرده و همزمان، نقش ايدئولوژى ها و سياست هاى کشور مغرب را در اين زمينه بيان داشته است. وى، از سياستمداران و فرهيختگانى انتقاد مى کند، که در پىِ نوسازى کشورند، اما ديدگاه آنان نسبت به "زنان" هيچ تغييرى نمى کند. از اين رو ـ و به نگرِ وى ـ تا هنگامى که زن، فرودست باشد، نمى توان در زمينه هاى اقتصادى و سياسى، به دموکراسى دست يازيد.» (۳)
وى در مقاله چهارم اين کتاب، از "بکارت ساختگى" ياد مى کند: دختران ناچارند به خاطر تجربه هاى جنسى پيش از ازدواج و براى بازيابى دوباره ی عفت خود، تن به جراحى سپارند؛ يعنى نيرنگى زنانه آن هم به خاطر مردانى که به دنبال امرى محال مى گردند... اگر مردان، بر اساس منطق و سفارش هاى والاى اسلامى عمل مى نمودند، بايد پيش از ازدواج، تجربه هاى جنسى نمى داشتند. نويسنده، تن دادن به چنين اعمالى را «دستاورد سرکوبى کهن جنسيت مى داند، که جاى عشق و احترام را گرفته است و خاستگاه اين پريشانى و نگرانى را فقدان برابرى جنسى مى نامد؛ چالشى که حتا با سرشت انسانى و اجتماعى بشر، به مبارزه برخاسته است.» (۴)
پژوهش هاى مرنيسى در اين زمينه - که در آن براى نخستين بار با ارائه آمارى رسمى به بررسى طبقه پايين اجتماعى پرداخته شده - ارزشمند است. «پيش از اين، در تحقيق ها و پژوهش ها، نگارندگان تنها به بررسى وضعيت زنان طبقه متوسط و بالا، از آمار رسمى استفاده مى کردند.» (۵)
به نگر مرنيسى، در همه ی اديان توحيدى، شکافى ميان عالم توحيدى و "زن" ايجاد شده، که اين تفاوت و فاصله، در اسلام بيشتر شده است و از آنجا که در فرهنگ اسلامى و عربى، آميزش جنسى به صورت تابويى درآمده، حجاب، جايگاه ويژه اى در فرهنگ اشغال کرده است... شگفت اينکه هرچند پيامبر اسلام، ياران خود را به مبارزه با فرهنگ جاهليت و خرافات تشويق مى کرد، اما هراس مردان از زنان، از بين نرفت. وى، پس از بررسى مسأله ی حجاب در تاريخ به نتايجى مى رسد. به نظر نويسنده، ميان اسلام راستين و اسلامى که با گذشت تاريخ به وجود آمده، تفاوت هاست: »نخستين گروه زنان مسلمان، با مطرح نمودن مسائلى چون ارث، شرکت جستن در جنگ و بهره مندى از غنايم جنگى، نقش زن در روابط جنس، و خشونت عليه زنان از پيامبر خواستند، تا از پروردگار بخواهد درباره ی اراده ی آزاد زنان به عنوان افرادى مؤمن، رأى خود را اعلام دارد و هرچند اسلام، سنت هاى کهن و فرسوده را در مورد زنان و بردگان، دگرگون ساخت، امروزه، خشونت عليه زنان و با ارائه ی تأويلى کليشه اى از آياتى چون "واللاتى تخافوا نشوزهن"، جواز خشونت عليه زنان صادر مى شود. حجاب در نگاه مرنيسى، در شمار برنامه هاى اسلامى، به عنوان يک ساختار ارزشى منسجم بوده که به همه ی رفتارها و کردارهاى مردم آن سامان، نظر داشته است.» (۶)
زن ستيزى در فرهنگ هاى ديگر
مرنيسى، با توجه به تعريفى که از واژه ی misogyny (زن ستيزى، زن گريزى، زن پرهيزى) ارائه مى دهد، «چين و ايالات متحده ی آمريکا را به داشتن سياست هايى ناعادلانه نسبت به زنان متهم مى سازد، زيرا زنان اين دو کشور ـ به ويژه در مسأله ی تحديد نسل و انتخاب کارهاى مورد پسند ـ به حقوق خود دست نمى يابند.» (۷) مرنيسى، در کتاب "صور نسائية" در تلاش است نشان دهد، نه تنها جهان عرب، دست به اِعمال خشونت و ناديده گرفتن حقوق زنان مى زند، بلکه حتا کشورهايى چون آمريکا - که از مدعيان برابرى حقوقى اند - نمى توانند داعيه ی عدم تبعيض داشته باشند. نويسنده در کتاب ديگر خود "هل "نتم محصَّنون ضدَّ الحريم" به بررسى واژه هايى چون حريم (حرمسرا، اندرونى)، جارية‎/ قينة (کنيز)، محظية (زن صيغه اى، معشوقه) و معادل آنها در برخى زبان ها مى پردازد و به اين نتيجه مى رسد، که ميل به داشتن حرمسرا و اندرونى، در همه ی کشورها بوده است. مرنيسى، اين ميل را "ويروسى" ناميده که چون ويروس ايدز عمل مى کند.
مرنيسى، بر اساس آمار نشان مى دهد، که چگونه زنان در بخش آموزش، حتا در کشور فرانسه ـ که شعار آزادى و دموکراسى سر مى دهد ـ در مرتبه ی کمترى نسبت به مردان قرار دارند. پيش از اين، برخى از غربيان به سان "يوهان ليز" کاهن آلمانى ـ به دفاع از تعدد زوجات پرداخته است. وى با وجود مخالفت کليسا، کتابى با نام پيروزى ايده ی چند همسرى Polygamy Triomphatix نگاشت. نيز، رواج داشتن حرمسرا و عقيم کردن پسران در ميان يونانيان و روميان، پيش از خلفاى عباسى و سلاطين عثمانى، مرنيسى را بر آن مى دارد، تا به دفاع از اسلام و جهان عرب بپردازد. وى، براى آشکار کردن سيرى ناپذيرى و شهوت رانى غربيان، انديشه ی کهن و معاصر غرب را مى کاود و به بررسى شعرهاى ويکتور هوگو، تابلوهاى ماتيس واينگر، تاريخ روم و يونان باستان، و ... مى پردازد.» (۸)
نويسنده در کتاب "الجنس کهندسة اجتماعية" نظرگاه پيشينيان را درباب وضعيت طلاق، چندهمسرى و ازدواج بررسى کرده است: «پيش از اسلام، دو رويکرد در باب ازدواج وجود داشته است؛ يکى مادرانه که در آن پدر، حقى نسبت به فرزندان خود نداشت و زن از لحاظ جنسى آزاد بود و عفت، نقشى در ين زمينه ايفا نمى کرد. در اينگونه ازدواج ها، خانواده و عشيره ی زن، نيازهاى مادى او را برآورده مى کرد و زن، تحت پوشش خانواده ی خويش بود، چنين زنانى به همراه فرزندانشان در ميان عشيره ی خود، روزگار مى گذراندند. رويکرد دوم ـ که امروزه بر پا مانده ـ همان رويکرد پدرسالارى است.»
مرنيسى در اين کتاب نيز آمارى ارائه مى دهد، که ميزان انحرافات جنسى را در کشور خود نشان مى دهد. در پايان مى پرسد: «از چه رو جدايى ميان دختران و پسران نتوانسته است از ميزان روسپيگرى و انحرافات بکاهد؟» چنين وضعيتى مرنيسى را بر آن داشته، تا روابط در کشور خود را "هرج و مرج جنسى" بنامد، زيرا در آن کشور، هيچ گونه انسجامى ميان حقيقت موجود با انديشه هاى انسانى، يافت نمى شود.» (۹)
مرنيسى در کتاب "سلطانات منسيات"، فرهنگ هاى زبان عربى و تاريخ عربى ـ اسلامى را مى کاود، تا از يک سو زبان مردسالارانه عربى را به چالش کشد؛ زبانى که براى مردانى که به سلطه و قدرت مى رسند، نام ها و لقب هاى فراوانى به کار مى برد (خليفه، سلطان، ملک و ...) اما براى زنانى که پاى در وادى خلافت مى گذارند، نام هايى برگزيده مى شود که يا از نام ها و القاب مردان به عاريه گرفته شده و يا داراى بار معنايى ديگرى است. از سوى ديگر، در اين کاوش تاريخى، مرنيسى به ليست بلندبالايى از زنان دست مى يازد، که به خلافت رسيده اند و يا خليفه و سلطان (پسر و همسر آن زنان) تنها نام خليفه را يدک مى کشيدند؛ وگرنه تمامى برنامه هاى لشکرى و کشورى بر عهده ی مادران و زنان ايشان بوده است. از شمار زنانى که به خلافت رسيده بودند ـ تا جايى که خطبه ی جمعه را مى خواندند و سکه به نام آنها ضرب مى شد ـ از راضية و شجرة الدر در عصر مماليک، خاتون هاى مغول (جميله، اردجى، تند و ...) در ميان اهل سنت و مناطق غيرِ عربى و در سرزمين هاى عربى و به ويژه يمن از اسماء، أروى دختران شهاب الصليحيه ياد مى کند.
مرنيسى، کشور يمن و حکومت شيعه مذهب آن را، «کشور و حکومت استثنائى جهان عرب مى نامد، که در آن، بسيارى از زنان به کار سياست مشغول بوده اند.» (۱۰)
مرنيسى، در بازنگرى به تاريخ نشان مى دهد، که پيش از اين «عربستان، جامعه ی برده دارى بود؛ به اين معنا که معمولاً به يکى از اين دو گروه تعلق داشتند؛ آزاد (حُر) و برده (عَبد). اين امر هم براى زن و هم براى مرد صادق بود... اما با پيدايش اسلام، چارچوب هاى فکرى تمدن اسلامى "دار الاسلام" از آزادى و دموکراسى حمايت کرد، ولى شگفت آور است که پانزده قرن بعد، قدرت استعمارى به کشورهاى اسلامى فشار مى آورد تا حقوق انسانى و همچنين حقوق زنان را احيا کند... هنوز اين پرسش باقى است که چرا امروز اين تصوير زن از اسلام ـ "کنيزى" که هرگاه اميد فريفتن را از دست مى داد، توطئه مى کرد ـ سمبل جاودانه زن مسلمان شده است؛ در حالى که خاطره ی ام سلمه ها و عايشه ها و سکينه ها و زنانى نظير آنان، جرقه اى بيدار کننده ايجاد نمى کند و رفتار و منش آنها بسيار دور و غيرِ واقعى به نظر مى رسد.» (۱۱)


پى نوشت ها:
(۱) زنان در جوامع اسلامى مدرن، جان اسپوزيتو، ترجمه و تخليص: رزا افتخارى، زنان، شماره ی ۵۶.
(۲) دوائر الخوف؛ قراءة في خطاب المرأة، نصر حامد ابوزيد، المرکز الثقافى العربى، الطبعة الأولى، ۱۹۹۹ ص ۲۴۵.
ابوزيد در يکى از بخش هاى اين کتاب، به بررسى مقاله فاطمه المرنيسى (اسلام و دموکراسى) پرداخته است. بنگريد به ص ۲۴۵ تا ۲۷۷.
(۳) السلوک الجنسى في مجتمع إسلامي رأسمالي تبعي، فاطمة المرنيسي، ترجمه: فاطمة الزهراء أزرويل، دار الحداثة، بيروت، ،۱۹۸۲ ص ۲۸ تا ۳۶.
(۴) پيشين، ص ۶۷ تا ۸۰.
(۵) حقوق المرأة في الکتابة العربية منذ عصر النهضة، بوعلي ياسين، دار الطليعة الجديدة، سوريا ـ دمشق، الطبعة الاولى،۱۹۹۸ ص ۱۷۸ و ۱۷۹.
(۶) زنان پرده نشين و نخبگان جوشن پوش، فاطمه مرنيسى، ترجمه ی مليحه مغازه اى، نشر نى، چاپ اول، ،۱۳۸۰ ۲۳۲ تا ۲۳۶.
(۷) در اين باره مى توان به مجبور ساختن زن در بسنده نمودن به يک فرزند در چين و عدم موافقت شرکت هاى آمريکايى در به کارگيرى زنان متأهل ـ و با نام شعارهايى چون منافات داشتن کارهاى سخت با بچه دارى و در نتيجه، اِهمال مسأله ی مهم زاد و ولد، اشاره نمود.
(۸) هل أنتم محصنون ضد الحريم؟، فاطمة المرنيسي، ترجمه: نهلة بيضون، المرکز الثقافى العربي ـ نشر الفنک، الطبعة الأولى،۲۰۰۰ فصل هاى ۸ ، ۹ و ۱۰.
(۹) الجنس کهندسة اجتماعية؛ بين النص و الواقع، فاطمة المرنيسي، ترجمه: فاطمة الزهراء آزرويل، نشر الفنک ـ المرکز الثقافى العربي، الطبعة الثانية، ۱۹۹۶.
(۱۰) سلطانات منسيات؛ نساء حاکمات في بلاد الإسلام، فاطمة المرنيسي، ترجمه: فاطمة الزهراء أزرويل، نشرالفنک ـ المرکز الثقافي العربي، الطبعة الأولى،۲۰۰۰ ص ۱۳۳ تا ۲۱۰.
(۱۱) زنان پرده نشين و مردان جوشن پوش، همان، ص ۱۹۴ ، ۲۷۳ و ۲۸۳.


روزنامه ی ایران – 5 خرداد 1383
سپهر مدرن عربى (۲)
فاطمه المرنيسى: رو در روى نابرابرى جنسى
البحث في ارشیف الموقع
تقریر مصور لیوم الشاب في معشور
نمادهای حیوانی درتمدن عیلام/حسین فرج الله
النشاط المُزدهِر الثقافي ومنطقة معشور
إلمتهَم/شعر:حسين فاضل جنامي
شهرهایی حقیقی با نام هایی جعلی رضا شاهی
فرقة اگزار للمسرح تقدم باکورة اعمالها في مدینة معشور
احلى الاعياد بنکهة هلال و هيل + صور
تخریب و القای تفرقه بین نخبگان عرب در فضای مجازی
اسدی:در شادگان و آبادان، نخل‌های فراوانی در حال نابودی هستند
آیت‌الله کعبی:انتقال آب خوزستان با وجود مشکلات فراوان جای سؤال دارد
عادت هميشگي حاضران در عرصه فرهنگ
معایدة الکبری در روز اجرا لغو شد
استفاده از کولر آبی در هوای ریزگردی، ممنوع
نخستین جشنواره «تعلیم، رسانه، تربیت» در خوزستان برگزار می شود
مدينة تستر تحتفل بعيد الفطر المبارک/تقرير مصور
معایدة فرحة العید في مدینة المحمرة(اللیلة الاولی)/صور
معایدة عدد من النخبة الأهوازیة مع آیة الله الحیدري(صور)
معایدة عدد من النخبة الأهوازیة مع آیة الله الجزایري(صور)
مدينة رامز تحتفل بعيد الفطر المبارک/تقرير مصور
اجواء العيد في الدورق/تقرير مصور
العيد في قلعة کنعان /تقرير مصور
اجواء العيد في تستر/تقریر مصور
معرفی دو کتاب از مهندس عبدالرضا نواصري
شدة ورد هايکوية من الأهواز/مصطفی جمال
 
مجله تحلیلی خبری بروال , دفتر مرکزی اهواز ، زیر نظر شورای سردبیری