کد خبر : 763             انتشار : 1394/10/17 11:40          تعداد بازدید : 1638
مصاحبه با سیدمحمد آل مهدی

راهبری روشنفکری ِجهان عرب

عرب از دیرباز شیفتۀ مصر بوده است. ضرب‌المثل عربی می‌گوید: هر کشوری در چشم مردمش مصر است. بی‌گمان مصر در حوزه‌های گوناگون با سایر کشورهای عربی تفاوت دارد. ...
سیدمحمد آل مهدی
پاسخ سید محمد آل مهدی به پرسشهای «فرهنگ امروز»در باره جایگاه طه حسین در جریان روشنفکری عرب

1ـ این که گفته می‌شود، مصر (زادگاه طه حسین) با سایر کشورهای عربی متفاوت است تا چه میزان درست است؟
عرب از دیرباز شیفتۀ مصر بوده است. ضرب‌المثل عربی می‌گوید: هر کشوری در چشم مردمش مصر است. بی‌گمان مصر در حوزه‌های گوناگون با سایر کشورهای عربی تفاوت دارد. ببینید مصر از یک سو کنار رود نیل و از سوی دیگر در جوار صحرایی پهناور است و سرازیرشدن نیل از شاخه‌های بی‌شمار به مدیترانه، یک مصر مدیترانه‌ای و یک مصر آفریقایی آفریده است. این وضعیت جغرافیایی امکانات خاصی برای مصر به وجود آورده است. مصر باستان بنا به گفتۀ موره پژوهشگر فرانسوی، پیش از اتحاد دولت‌شهرهای سومر و اکد، یک کشور سلطنتی متحد و مقتدر بوده است. مصر نه تنها از زمان‌های بسیار قدیم بلکه در همین سده‌های اخیر نیز کشوری قدرتمند بوده است. مصر دورۀ فاطمیون را نگاه کنید؛ چگونه قدرت و عظمت آن «پری اندرسون» را شگفت‌زده کرده است؛ مصری که از گذر رفت و آمد دریایی با شهرهای ایتالیایی و داد و ستد با آن‌ها، رشد اقتصادی قاهرۀ آن زمان را سرعت بخشیده و به عنوان قدرت منطقه در سدۀ دوازدهم شناسانده است.
مصر سدۀ هجدهم و نوزدهم نیز چه در حوزۀ مبارزات رهایی‌بخش ملی و مبارزه علیه هیمنۀ اروپایی و اشغال بریتانیایی و چه در حوزۀ آشنایی با مدرنیته، حرف نخست را زده است. مصر نیمۀ دوم سدۀ نوزدهم از پرتو خط آهن اسکندریه قاهره و قابلیت کشتیرانی در نیل درسراسر سال و افزودن بهره‌وری از امکانات کانال سوئز، مصری آباد همراه با فضای فکری سیاسی پرنشاط به وجود آورد که تا سال‌های سال پذیرای روشنفکران عربی بود که از استبداد کشورهایشان گریخته و بدان‌جا پناه برده بودند یا برای تبلیغ از آرا و اندیشه‌های خویش، آنجا را مناسب‌تر یافتند و شکوفا شدند. رشید رضا، فرح آنتون و شبلی شمیل از جملۀ این روشنفکرانند. مصر سدۀ بیستم نیز در خروج از سلطۀ عثمانی پیشتاز بوده است.
مصر فزون بر حوزۀ سیاسی، در بیشتر حوزه‌های دیگر نیز نسبت به سایر کشورهای عربی حرف اول را زده است. نخستین مجمع علمی ادبی در مصر تشکیل شد و نخستین بار اصطلاحات علم اجتماع به وسیلۀ اساتید فرانسوی در مصر رواج یافت. در حوزۀ ادبیات و به ویژه نقد ادبی نیز از پرتو آثاری چون: «فی الشعر الجاهلی» طه حسین، «ابن الرومی» عباس محمود عقاد، «حصاد الهشیم» احمد الشایب، «الفن و مذاهبه فی الشعر العربی» و الفن و مذاهبه فی النثر العربی» شوقی ضیف، شگفتی‌ها آفریده است و بنا به گفتۀ حنا الفاخوری: نقد ادبی در مصر به چنان درجه‌ای از کمال و وسعت رسید که در هیچ یک از بلاد عرب بدان درجه نرسیده است. در حوزۀ زبان و به ویژه توجه به زبان و ادبیات فارسی نیز هیچ کشور عربی به پای مصر نمی‌رسد. مصر تنها کشور عربی است که از بیست و دو دانشگاه دولتی‌اش، سیزده گروه عهده‌دار تدریس زبان و ادبیات فارسی تا مقطع دکترا هستند؛ تدریسی که از سال هزار و نهصد و چهل و هفت آغاز شده است و امروزه دویست استاد در این رشته مشغول به کارند و سالانه سیصد دانشجو فارغ التحصیل این رشته‌اند. البته این‌ها بخشی از تفاوت‌های مصر با دیگر کشورهای عربی است و سخن در این باره، بسیارش نیز کم است.
2ـ عصر تنویر یا روشنگری در مصر صرفاً زادۀ حملۀ ناپلئون بود؟
علی‌رغم همۀ آنچه در بارۀ نقش حملۀ ناپلئون در پیدایش عصر روشنگری در مصر گفته می‌شود، اما روشنگری به مثابه عدم پذیرش واقعیت موجودِ جهان عرب و از جمله مصر، از سوی نخبگان آن جامعه و رغبت به تغییر یا اصلاح آن، پیش از حملۀ ناپلئون وجود داشته است. برخی چون جِبرتی، نشانه‌های روشنگری را در سدۀ هفدهم در از هم گسستن حکومت ممالیک مصر و ارتباط مصری‌ها با غرب، از طریق تحصیل‌کرده‌های مصری در غرب اروپایی و پس از آن راهیابی علوم جدید از سوی شیخ حسن عطّار و پدرِ جبرتی به دانشگاه الازهر می‌بینند. اما این تلاش‌ها نمی‌توانند با نقشی که حملۀ ناپلئون به مصر ایفا کرد، مقایسه شوند. بسیاری از پژوهشگران و مورخین عرب اذعان دارند که همراه سپاه ناپلئون، نمودهایی از فنون و صنعت غرب به مصر راه یافت که مهم‌ترین‌شان از نظر فرهنگی، صنعت چاپ بود که از پرتو آن، کتاب‌ها و آثار عربی و بعدها آثار غربی ترجمه شده، چاپ و منتشر شد. پس از آن بنیاد مصر تأسیس شد، این بنیاد کار آشنایی مصریان با فرهنگ فرانسه را به عهده داشت.
پس از خروج فرانسویان از مصر آشوبی به پا شد که محمد علی با بهره‌گیری از این آشوب، فرمانروایی مصر را به دست گرفت. او گرچه رسماً رابطه را با حکومت عثمانی نگسسته بود اما عملاً مصر را از تابعیت عثمانی بیرون آورد و با فرستادن هیأت‌های دانشجویی به ایتالیا و سپس فرانسه و تأسیس دارالترجمه، راه الگوبرداری از علوم و فنون و فرهنگ غرب را ادامه داد. پس از او نیز در سال 1872 دانشگاهی به سبک اروپایی در قاهره تأسیس و آموزش عالی را از انحصار دانشگاه الازهر بیرون آورد. همۀ این عوامل و برتری فنون و علوم مدنی و نظامی اروپائیان و پرسش در بارۀ عقب‌ماندگی مصریان و پاسخ به آن از سوی نخبگان، همه با درجات متفاوت در پیدایش عصر روشنگری نقش داشتند.
3ـ در این میان طه حسین چه جایگاهی داشت و متأثر از چه کسی بود؟
طه حسین شخصیتی چند بعدی است، ادیب و ناقدی بزرگ که به عمید الادب العربی، موسوم شده و راهبری روشنگر که رائد عصر التنویر لقب گرفته است. زندگی شخصی او نیز شگفتی آفرین و آموزنده است. نابینایی که با پیمودن بالاترین مدارج علمی به وزارت آموزش و پرورش و نمایندگی مصر در یونسکو رسید تا همت بلند او الگوی دیگر مصریان شود.
طه حسین پس از ورود به الازهر فزون بر آشنایی‌اش به منطق و فقه و اصول اسلامی با آراء و افکار عبده نیز آشنا شد سپس با پیوستن به حلقۀ لطفی السید، آثار مؤلفان و روزنامه‌نگاران مصری و سوری را شناخت و پیش از ترک الازهر نیز به عقب‌ماندگی مصر، نگاهی غیر ازهری داشت. او پس از ترک الازهر یا به گفته‌ای اخراج از آنجا، به فراگیری زبان فرانسه پرداخت و وارد دانشگاه نوبنیاد قاهره شد و دورۀ دکترا در ادبیات عرب را در آنجا به پایان رساند و سپس راهی فرانسه شد و در دانشگاه سوربن در کلاس‌های درس اساتیدی چون دورکهایم ، حضور یافت و مطالعاتی جدی را در حوزۀ تاریخ اروپا، ادبیات فرانسه و آثار آناتول فرانس و فلسفۀ انتقادی دکارت، پیگیری کرد. بی‌شک همۀ این‌ها در شکل‌گیری افکار و آرای او تأثیر داشتند. طه حسین آثار بسیاری داشت که پرتیراژترین آن‌ها، زندگی‌نامۀ الأیام (شصت و اندی بار تجدید چاپ شد) و پرهیاهوترین‌شان «دربارۀ شعر جاهلی» است. می‌توان با بررسی این کتاب، پاسخ شما را جمع کرد چرا که تأثیرپذیری او از مستشرقین و عقل‌گرایی دکارت در این کتاب به‌خوبی آشکار است. اما قضیه به این سادگی نیست.
ببینید پرسش در بارۀ پیشرفت، ترقی یا مدرنیته بنا به گفتۀ مورخین و پژوهشگران از پایان دهۀ سوم سدۀ نوزدهم در اندیشۀ عربی خانه کرد و از آن جایی که این پرسش لاجرم پرسش دیگری به همراه داشت، که همان چگونگی تعامل با سنت است و چون سنت در مغز و استخوان عرب جا خوش کرده است، پرسش در بارۀ تعامل با آن از جنس پرسش‌هایی است که هر چه روشنفکر یا اندیشمند به پاسخ آن نزدیک‌تر می‌شد، مخالفت‌های بیشتری برمی‌انگیخت و تأملی بیشتر می‌طلبید. از این رو پروژۀ طه حسین، پروژه‌ای سازمان‌یافته و منظم نبود که با فراغت‌بال و بدون هیچ اعتراض و واکنشی و با سرعتی یکسان پیش برده شود؛ این سرنوشت پروژه‌های روشنفکران و همۀ اندیشمندان عرب آن زمان است؛ روشنگرانی که از آرا و افکار عصر روشنگری، پیروی می‌کردند؛ آرا و افکاری که از یک سو سنت و از سوی دیگر استبداد را که خود به سبب تداومش به سنتی دیگر بدل شده بود، نقد می‌کردند. همواره نقد طه حسین گر چه فراگیر و پی‌گیرانه بود، اما گاهی به قول عبدالاه بلقزیز مجبور به عقب نشینی می‌شد.
عنصر اساسی اندیشۀ طه حسین، مدرنیته است. اما بنا به شرایط آن روزگار و تحت تأثیر روشنگری فرانسوی، تنها مدرنیتۀ اروپایی را می‌پذیرفت و چون تنها مدرنیتۀ اروپایی، مدرنیته است و پیشرفت مصر تنها در پیوستن به آن است و تنها کسانی که خردی از جنس خرد اروپایی داشته باشند، می‌توانند به این مدرنیته برسند، پس بر هویت اروپایی مصر اصرار داشت و وابستگی آن را به شرق رد می‌کرد. او برای پیشبرد چنین امری در همۀ آثارش سنت را در حوزه‌های مختلف نقد می‌کند. طه حسین در بخش‌های دیگر کتاب «مستقبل الثقافه فی مصر» [آیندۀ فرهنگ در مصر]، تعلیم و تربیت سنتی را نقد و بررسی می‌کند و برنامه‌هایی برای مصر آینده، پیشنهاد می‌کند که قوام آن مدرسۀ مدرن است که نسل مدرن مصر را پدید می‌آورد؛ نسلی که توانایی بنای مصری نوین را داشته باشد و از ابزار ملموسی سخن می‌گوید که جامعه بتواند از پرتو آن‌ها از خود دفاع کند و مانع بازگشت کامل یا ناقص استعمار شود، زیرا به گفتۀ او استقلال تنها با خروج استعمار میسر نمی‌شود، بلکه برآمده از انسان معززی است که میان آزادی و بندگی تمایز قائل است. طه حسین در این‌جا آموزش را به دموکراسی و دولتی دموکراتیک، پیوند می‌دهد که وجود آن برای برپایی چنین پروژۀ آموزشی و پیشرفت آن، ضروری است و به بیانی دیگر مدرنیته، مدرن‌کردن دولت است که به مدرن‌کردن جامعه و به ویژه آموزش می‌انجامد و خلاصه آن که نظام دموکراتیک باید عهده‌دار زندگی و آزادی و امنیت برای همۀ مردم باشد و نمی‌تواند هیچ یک از این اهداف را جز در پرتو تعلیم مدرن و همگانی عملی سازد. توجه این چنینی او به تعلیم متأثر از لیبرال‌های فرانسوی و به ویژه کسی است که مدرسه را بهترین آزمایشگاه تحقق اجماع ملی می‌دانست.
بنابراین طه حسین، نه تنها از دکارت بلکه بنا به شرایط آن روزگار از پیشرفت‌های غرب و آرا و افکار غربی با گرایش‌های متفاوت و به ویژه شرق‌شناسان تاثیرپذیرفته بود.
4ـ طه حسین تا چه حد توانست آرا و اندیشه‌های خود را در جامعۀ مصر پیش ببرد و چه مسائل و مشکلاتی در این راه داشت؟
ببینید. علت عقب‌ماندگی شرق نسبت به غرب چیست؟ این مهم‌ترین سؤال زمان طه حسین بود. که پاسخ به آن عامل مهمی در شکل‌گیری هر جریان سیاسی آن روزگار بود. جریان اصلاح‌طلب دینی با همۀ طیف‌هایش پاسخ را در این یافت که فهم ما از دین نادرست بود و برای جبران عقب‌ماندگی باید فهم درستی از دین داشته باشیم. لیبرال‌های عرب اما، مشکل را در نبودن دموکراسی و وجود حکومت مستبد دانستند و خواهان بنای دولت نوین بر اساس آزادی اندیشه، نظام پارلمانی، تعدد احزاب، تعلیم و تربیت مدرن، قانون اساسی و برابری همه در برابر قانون و پرهیز از قدرت خودسرانه، شدند.
طه حسین، برای بنای چنین دولتی، آموزش و پرورش مدنی و مدرن را پیشنهاد می‌داد، البته او در این مورد تنها حرف نمی‌زد بلکه راه‌کار نشان می‌داد و برای همگانی و رایگان‌شدن تعلیم در مصر و از میان‌بردن تفاوت تعلیم در مدارس دولتی و غیر دولتی، دینی و غیر دینی، تلاش بسیار کرد و در دورۀ معیّنی تأثیری بسزا داشت. اما در پاسخ به بخش دوم پرسش شما، باید عرض کنم، مدرنیته نه تنها از طریق فرهنگ و ادب بلکه از راه جنگ و خشونت و استعمار وارد جهان عرب شد. طبیعی است نیروهای زیادی خواهان ایستادگی در برابر آن و حتی حمله به آن، درون مرزهایش بودند و با دفاع طه حسین از مدرنیته، به شدت مخالفت می‌کردند و دست‌کم آن را بی‌شرمی می‌دانستند. فزون بر این طه حسین، رسیدن به مدرنیته را در وحدت مدنی که با پیوستن به مدرنیتۀ اروپایی به دست می‌آید، می‌دانست، نه در وحدت دینی یا زبانی؛ امری که بقیۀ جریان‌های سیاسی دینی و قومی را علیه او برانگیخت. کتاب در بارۀ شعر جاهلی از کتاب فروشی‌ها جمع و طه حسین نیز مدتی از دانشگاه اخراج شد و اخوان المسلمین او را تکفیر کردند و نویسندگان مختلفی چون مصطفی صادق الرافعی، ابراهیم عوض، وائل حافظ، خالد العصیبی و سردمدار آنان سید قطب، کتاب‌ها و مقالات بسیاری در ردّ آرا و افکار او نوشتند.
اما علی‌رغم همۀ حملاتی که به او شده است، امروزه او را «عمید الأدب و سلطان العقل» و آلبرت حورانی او را مؤثرترین اندیشمند عصر نهضت مصری سدۀ بیستم دانسته‌اند و برخی نیز بخش زیادی از شرایط امروزین جهان عرب را به سبب بی‌توجهی به مسائل آموزشی و نبود دموکراسی و آزادی اندیشه می‌دانند.




.
البحث في ارشیف الموقع
تقریر مصور لیوم الشاب في معشور
نمادهای حیوانی درتمدن عیلام/حسین فرج الله
النشاط المُزدهِر الثقافي ومنطقة معشور
إلمتهَم/شعر:حسين فاضل جنامي
شهرهایی حقیقی با نام هایی جعلی رضا شاهی
فرقة اگزار للمسرح تقدم باکورة اعمالها في مدینة معشور
احلى الاعياد بنکهة هلال و هيل + صور
تخریب و القای تفرقه بین نخبگان عرب در فضای مجازی
اسدی:در شادگان و آبادان، نخل‌های فراوانی در حال نابودی هستند
آیت‌الله کعبی:انتقال آب خوزستان با وجود مشکلات فراوان جای سؤال دارد
عادت هميشگي حاضران در عرصه فرهنگ
معایدة الکبری در روز اجرا لغو شد
استفاده از کولر آبی در هوای ریزگردی، ممنوع
نخستین جشنواره «تعلیم، رسانه، تربیت» در خوزستان برگزار می شود
مدينة تستر تحتفل بعيد الفطر المبارک/تقرير مصور
معایدة فرحة العید في مدینة المحمرة(اللیلة الاولی)/صور
معایدة عدد من النخبة الأهوازیة مع آیة الله الحیدري(صور)
معایدة عدد من النخبة الأهوازیة مع آیة الله الجزایري(صور)
مدينة رامز تحتفل بعيد الفطر المبارک/تقرير مصور
اجواء العيد في الدورق/تقرير مصور
العيد في قلعة کنعان /تقرير مصور
اجواء العيد في تستر/تقریر مصور
معرفی دو کتاب از مهندس عبدالرضا نواصري
شدة ورد هايکوية من الأهواز/مصطفی جمال
محمود1337 ( 1394-11-18 18:57 )
لاتخلو الارض من الفکر التنویری دایما!الخوض فی معرکه الفکر وتعزیز علاقات الاشکالیه الفکریه هی من اهم واجبات المفکر والمنور.من هاذ النطلق انطلق المفکر والباحث الاهوازی باقر ال مهدی وبحث وثابر وطالع حتی وصل الی شاطی امان المعرفه الفکریه وعرف الفکر التنویری فی العالم العربی بما لایعرفه احد لحد الان وعلی اقل تقدیر فی الاونه الاخیره.ولولا هو لم یعرف فی اوساط النحله الفکریه فی اغلب المدن والجوامع الایرانیه شی عن فلاسفه العرب ک حامد ابوزید الجابری حسن حنفی هشام شرابی والاخرین احدا.نشد علی ایده ونقبل الانامله علی کتابته ونقل له سعیا مشکور وسدد خطاک یا ابا صبرا.

 
مجله تحلیلی خبری بروال , دفتر مرکزی اهواز ، زیر نظر شورای سردبیری