کد خبر : 837             انتشار : 1394/11/06 00:15          تعداد بازدید : 853
بقلم:حبيب باوي ساجد

"محمد"فرزندِخلفِ "نجف"فرزندِ"خلف" است!

ساحت داستان نويسي جنوب به طور عام،وساحت داستان نويسي خوزستان به طورخاص،ازمولفه هاي جغرافيايي وزبان ولهجه وتيپ وشخصيت هاي بکر و بديع وهميشه کم تر ديده شده
"محمد"فرزندِخلفِ "نجف"فرزندِ"خلف" است!/حبیب باوی ساجد

حبيب باوي ساجد

بايدپيش ترها،خيلي وقت پيش،درباره ي "محمدحياتي" مي نوشتم.آن گاه که در سکوت مطلق وفرسنگ هادوراز حاشيه ترجمه کردودر روزنامه هاوهفته نامه هاوماهنامه هاوفصلنامه هاووبلاگ هاوسايت هامنتشر کرد وکرد وکرد،وشد پل ارتباط بين مخاطبينِ آگاه در اقصي نقاط اين مُلک واين زمين.منتقدان خُرسندازنوآمده اي در ترجمه، خوانندگان شادمان ازروئيت جهاني دیگر که مترجم پيش روي شان تصويري ديگر گونه ارائه مي داد، وحسودان؟ باري، و محمدبه راه خود رفت وآگاهانه نگذاشت اندکي زيرسايه ي نامِ نامي خاندانش برود، وبراي خود شخصيتِ مستقل ساخت؛خود ساخته. کتاب"وآفتاب طلوع مي کند"اثر " ارنست همينگوي" که محمدترجمه اش کرد، مهرتأييدِ توانايي او نيست،بل،سندي ست برداشته هاي او. مهر تأييد،سال هاپيش که محمددرخاموشي مطلق وبي صدا،با "عرق ريزان روح"کارکردواين مهربر پيشاني ترجمه هايش خورد.بارهابه شوخي (ياجدي؟)به محمد گفته ام ؛"نجف دريا بندري"!وحالا شگفتا که مي بينم محمد کتابي ازنويسنده اي ترجمه کرده است که بيش ازنيم قرن پيش، "نجف،فرزندِ خلف" در آبادان ترجمه کردو به جامعه ي ادبي اين مُلک،همينگوي را شناساند.درباره ي محمدوترجمه ي مترجمان تازه نفسِ خوزستان مي شوددر فرصتي ديگر،گُسترده ترنگاشت وسخن گفت. به اختصار بگويم؛اگرامروزه ي روز،ساحت داستان نويسي جنوب به طور عام،وساحت داستان نويسي خوزستان به طورخاص،ازمولفه هاي جغرافيايي وزبان ولهجه وتيپ وشخصيت هاي بکر و بديع وهميشه کم تر ديده شده، روزبه روز دورودورترمي شود، و پناه برده است به شهريت کاريکاتور گونه وخاطره نويسي بدل گشته است به داستان،وداستانِ ريشه دارجنوبِ جهان فراموش گشته است، که به درستي روانشاد ؛"محمدعلي سپانلو" نام"مکتب ادبيات داستاني خوزستان" را برآن نهاد،درعوض امروزه ي روز، مترجمان خوش قريحه اي زاده شده انددرخوزستان، با آثاري ازجهان غرب و به ويژه مترجماني از جهان عرب(در حوزه ي داستان ورمان و شعرونقدوگفتمانِ ادبي واجتماعي و سياسي)که نويد دهنده ي "صدايي ديگر"است.باري، محمدحياتي بي گمان فرزندِ خلفِ "نجف"، فرزندِ "خلف" است.


.
البحث في ارشیف الموقع
تقریر مصور لیوم الشاب في معشور
نمادهای حیوانی درتمدن عیلام/حسین فرج الله
النشاط المُزدهِر الثقافي ومنطقة معشور
إلمتهَم/شعر:حسين فاضل جنامي
شهرهایی حقیقی با نام هایی جعلی رضا شاهی
فرقة اگزار للمسرح تقدم باکورة اعمالها في مدینة معشور
احلى الاعياد بنکهة هلال و هيل + صور
تخریب و القای تفرقه بین نخبگان عرب در فضای مجازی
اسدی:در شادگان و آبادان، نخل‌های فراوانی در حال نابودی هستند
آیت‌الله کعبی:انتقال آب خوزستان با وجود مشکلات فراوان جای سؤال دارد
عادت هميشگي حاضران در عرصه فرهنگ
معایدة الکبری در روز اجرا لغو شد
استفاده از کولر آبی در هوای ریزگردی، ممنوع
نخستین جشنواره «تعلیم، رسانه، تربیت» در خوزستان برگزار می شود
مدينة تستر تحتفل بعيد الفطر المبارک/تقرير مصور
معایدة فرحة العید في مدینة المحمرة(اللیلة الاولی)/صور
معایدة عدد من النخبة الأهوازیة مع آیة الله الحیدري(صور)
معایدة عدد من النخبة الأهوازیة مع آیة الله الجزایري(صور)
مدينة رامز تحتفل بعيد الفطر المبارک/تقرير مصور
اجواء العيد في الدورق/تقرير مصور
العيد في قلعة کنعان /تقرير مصور
اجواء العيد في تستر/تقریر مصور
معرفی دو کتاب از مهندس عبدالرضا نواصري
شدة ورد هايکوية من الأهواز/مصطفی جمال
صبیح من عبادان ( 1394-11-06 09:54 )
تحیة لکم
یتحدث الکاتب عن الفن القصصی فی خوزستان( الاهواز ) دونما اشارة وجیزةلقاصیه وکتابه بل تحدث وکان لا ادب قصصی عربی فی الاهواز زاعما انه جاء بالخبر الیقین اضف علی ذلک ان الخلفیة للصورة هی لمارلین مورور الفنانة والممثلة الجمیلة الفاتنة فلانعلم ما علاقة مارلین مورو بالاهواز (ربما اکتشف اخیرا ان مورو من جذور اهوازیة !!!!!)
کان الاجدر ان تکون الصورة الخلفیة لشکری سرحان مثلا او عمر الشریف او ای من ابطال السینما العربیة
شکرا للبروال

 
مجله تحلیلی خبری بروال , دفتر مرکزی اهواز ، زیر نظر شورای سردبیری