کد خبر : 7053             انتشار : 2015-08-04-08-06-08         
 

خاطرات عقیل حوتی زاده و گلی که به عقاب آسیا زد


عقیل حوتی زاده از آن بازیکنان مکتب فوتبال صنعت نفت بود که دریبل زدن هایش هر مدافع شاخصی را زمانی در فوتبال این کشور مقهور می کرد هر چند او هیچگاه به حقش در فوتبال نرسید.



 




به گزارش بروال به نقل از مهر، «سوخته» ها واژه‌ای‌ست که در آبادان و در فوتبال آن بسیار پرکاربرد است؛ فوتبالیست‌هایی که می‌توانستند هنوز هم اسم و رسم داشته باشند اما در پهنه بی‌توجهی‌ها و یا حتی کوتاهی‌های شخصی محو می‌شوند و سوخته!



نزدیک به ۲۰ سال داشت که با کاشته ۴۰ متری‎‌ای که وارد دروازه عقاب آن سال‌‎های فوتبال ایران و حتی آسیا یعنی احمدرضا عابدزاده کرد، چهره شد.



«عقیل حوتی‌زاده» فوتبالیستی که در روزهای کم‌حاشیه فوتبال ایران «پرحاشیه» بود، این روزها در انگلستان برای بازگشتن به وطن و حضور دوباره در فوتبال به دنبال دریافت مدرک مربیگری است.



گفتگوی زیر مروری راوی‌گونه بر زندگی عقیل حوتی‌زاده است، از خرمشهر دیروز تا لندن امروز.



عقیل حوتی‌زاده، اصالتی خرمشهری دارد؟



بله، متولد سال ۵۵ خرمشهر هستم،ولی بهترين دوران ورزشي‌ام را در آبادان پشت سر گذاشتم.



پس با این اوصاف شروع فوتبال‌تان به صورت طبیعی نمی‌تواند از زمین‌های خاکی زادگاه باشد، اولین بار کجا استعداد فوتبالی عقیل کشف شد؟



دقیقا همینطور است، جنگ زده بودیم، اولین بار در اميديه و در تيم مهاجرين نخلستان پا به توپ شدم.



چندساله بودید؟



فکر می‌کنم ۱۵ساله.



از همان روز اول پا به توپ شدن به عنوان مهاجم بازی کردید؟



هم هافبک و هم مهاجم.



اولین مربی‌تان چه کسی بود؟



محمد فرهانى؛ اولین مربی‌ام در تیم نخلستان امیدیه بود ولی كسی كه احساس مي‌كنم به من بزرگترین فرصت عمرم را داد، صادق بيت‌ غانم بود.



بیت‌ غانم کدام فرصت را به عقیل حوتی‌زاده داد؟



مربی‌ام درتيم شهرداری خرمشهر بود. از همان روز اول به من اعتماد كرد و بازی داد.



در آن سال‌ها معمولا تیم‌های منتخب پایه‌ای استانی هم شکل می‌گرفتند. برای این تیم‌ها هم بازی کردید؟



برای همه تیم‌های منتخب خرمشهر و خوزستان بازی کردم. همزمان در تیم زادگاهم؛ در شهردارى که مجموعه اول شهر بود و در لیگ استان بازی کردم.



در همان ایام به تیم‌های ملی رده‌های پایه هم دعوت شدید؟



یک بار علی پروين مرا به تیم ملی بزرگسالان دعوت كرد، بعد كه به اردو رفتم به خاطر سن کمی که داشتم به تیم ملی جوانان اضافه شدم، هیچوقت آن روز را فراموش نمی‌کنم. سر جلسه تمرین تیم ملی حضور داشتم كه پروين از ناصر ابراهيمی پرسيد؛ اين بچه اينجا چه كار مي‌كند كه بعد از توضیح ناصر خان، بنده را شناخت.



چطور متوجه دعوت شدن به تیم ملی شدی؟



از طرف فدارسیون به هیئت فوتبال خرمشهر نامه ارسال شده بود.



پس این اتفاق قبل از پیوستنت به صنعت نفت آبادان افتاده بود؟



بله، هنوز بازیکن تیم شهرداری خرمشهر بودم.



یعنی علی پروین شما را مستقیم از لیگ استان خوزستان به تیم ملی دعوت کرد؟ بازی‌تان را چطور دیده بود؟



در مسابقات جام حذفى کشور بازی من را در مقابل پرسپوليس تهران ديده بود.



شاید اولین بازی مهم زندگی‌ات را روبروی پرسپولیس به میدان رفتی. چه خاطره‌ای از آن مسابقه دارید؟



بله، همینطور است، براى اولین بار بود كه در ورزشگاه آزادى به میدان می‌رفتم، آن هم در تیمی که ناصر محمدخانی؛ بازیکن محبوبم در آن حضور داشت. شاید باور نکنید اما بازی را فراموش کرده بودم و فقط به محمدخانی نگاه می‌کردم، ١٧ساله بودم، فضای ورزشگاه ما را گرفته بود. مثل این بود که هر چقدر مي‌دويديم به آخر زمين نمي‌رسيديم، بازی در برابر مدافعانی مثل پنجعلى، فنونى‌زاده، شاهرودى و محرمى شوخی نبود. در مسابقه رفت چهار بر صفر باختيم ولی در بازی برگشت دو بر یک پرسپولیس را شکست دادیم.



بعد از آنکه به تیم ملی جوانان فرستاده شدی برای آن تیم هم بازی کردید؟



بله، محمود یاوری، سرمربی وقت تیم ملی جوانان در بازی مقابل تیم‌های كره‌جنوبی و قطر از من استفاده کرد.



پس از آنکه برای تیم ملی به میدان رفتید صحبت حضورتان در صنعت نفت آبادان هم جدی شد؟



بله، يادم می‌آید كه بزمه، سعيد سلامات و همینطور میرزایی به خرمشهر آمدند و مجوز حضورم در صنعت نفت را گرفتند.



البته کری‌های فوتبالی آن روزهای آبادان و خرمشهر ابتدا باعث شده بود که خرمشهری‌ها اجازه ندهند صنعت نفتی شوید؟



اوایل همینطور بود ولی خوب بعد از مدتی كه اصرار خود مرا براى بازی كردن در تيمی كه از كودكی عاشقش بودم، دیدند، رضایت دادند.



اولین باری که سر تمرین صنعت نفت حاضر شدید را حتما فراموش نمی کنید؟ تیمی که گفتید از بچگی عاشقش بودید؟



شاید باور نکنید ولی من فرصت تمرين کردن پیدا نکردم به این خاطر که قراردادم دو روز قبل از بازى با ملوان انزلی ثبت شد و همان روز هم بازی کردم و اولین گلم را برای صنعت نفت، همان فصل به ذوب آهن اصفهان زدم.



به تیمی آمدید که قبل از حضورت بازیکنان بزرگی مثل غلام رویین‌تن، ابراهیم تهامی و سعید سلامات مهاجمانش بودند، این موضوع انتظار را از عقیل حوتی‌زاده بالا نمی‌برد؟



بعد از اضافه شدنم به صنعت نفت، رویین‌تن در تیم حضور داشت و اتفاقا خيلی به خود من كمك کرد. البته كمك‌هاى اميدحمدى‌اصل و بزمه را هم نمي‌شود ناديده گرفت.



بزمه‌ای که به خاطر جوانگرایی در آن سال، تیمش خیلی در نتیجه‌گیری موفق نبود؟



درست است ولی اعتقاد دارم که بزمه به زمان بيشتری احتياج داشت.



مبلغ دریافتی‌ تان از صنعت نفت در آن سال چقدر با مبالغ رد و بدل شده امروز در فوتبال تفاوت داشت؟



به اندازه ميلياردها تومان فاصله وجود داشت، آن روزها خیلی بحث پول نبود و شاید به همین خاطر فوتبال زیباتر و سالم‌تر بود.



تاچه سالی در صنعت نفت ماندید؟



آخرين سالی كه با نفت بودم فصل ۷۸-۷۹ بود.



در این مدت از تیم‌های دیگر پیشنهاد نداشتید؟



از پرسپوليس پیشنهاد جدی داشتم. از القادسيه كويت هم همینطور ولی آبادان را ترجيح مي‌دادم و اگر به عقب برگردم مطمئنم كه باز هم صنعت نفت را انتخاب مي‌‎كنم.



پرسپولیسی که به تعبیری بهترین گل عمرتان را وارد دروازه این تیم و احمدرضا عابدزاده کردید؟



آن کاشته معروف را سال ۷۶ وارد دروازه پرسپولیس و عابدزاده کردم. روز قبل از مسابقه به همراه بهنام سراج روی ضربات کاشته کار می‌کردیم كه بهروز مكوندى گفت: «عقیل تو فردا گل مي‌زنی». يادم می‌آید بعد از بازى از خستگی ناشی از دوندگی بسیار زیاد، پشت فرمان اتومبیل خوابم برد و تصادف كردم. البته در عین حالی که همه آن گل به عابدزاده را در ذهن دارند، خودم معتقدم بهترین گلم را سال ۷۳ وارد دروازه جلال بشرزاد و سایپا کردم.



سال ۷۹ در حالی که تنها ۲۴ سال داشتی از صنعت نفت جدا شدید، چرا؟



به خاطر تعويض مديريت. مدير جديدی از تهران آمده بود كه تا آن روز فوتبال را حتی از تلویزیون هم نديده بود.



گفته می‌شد به خاطر نزدیکی‌ شما به منصور میرزایی، مدیرعامل آن سال‌های صنعت نفت از این مجموعه جدا شدید؟



بله، همینطور است همیشه ميرزايی را خيلی قبول داشته و دارم.



به خاطر میرزایی به وحدت آبادان پیوستید؟



بله، او از من خواست به تيمش كمك كنم و من هرگز دست رد به سينه ميرزايی نمي‌زنم.



چرا ترجیح دادید در لیگ دسته دوم کشور بازی کنی، پیشنهاد بهتری نداشتید؟



من آن موقع در دبی زندگی می‌کردم كه ميرزايی این موضوع را در میان گذاشت. از تيم ديگرى هم پيشنهاد نداشتم.



حد فاصل صنعت نفت تا وحدت کجا بازی کردید؟



در تیم‌های عجمان و العربی ام‎‌القوين در لیگ دسته دوم امارات حضور داشتم. بعد از وحدت هم برای نفت تهران به مدت يك سال در لیگ دسته دوم کشور بازی کردم و درحالیکه نزدیک به ۳۰ سال داشتم فوتبال را کنار گذاشتم.



آن روزها از عقیل حوتی‌زاده به عنوان یک بازیکن پرحاشیه در بیرون از زمین فوتبال یاد می‌شد؟

همینطور است و البته امروز از این موضوع خوشحال نیستم و به آن افتخار هم نمي كنم ولی يك رو بودم. هیچ نقابی را به روی صورت نداشتم، همیشه يك شخصيت داشتم.



قبول داری اگر با این حاشیه‌ها درگیر نمی‌شدی در فوتبال بیشتر رشد می‌کردی؟

درست است. شاید اگر به حرف‌های ميرزايی و ياحتی اميدحمدى‌اصل گوش مي‌دادم و سركش نبودم حالا در فوتبال به همه چیز رسیده بودم.



غیر از خودتان کدام فوتبالیست آبادانی را امروز به دور از حقش می‌بینید؟



حسين ربيحاوى. حسین واقعا اعجوبه فوتبال بود.



فوتبال امروز آبادان را دنبال می‌کنید؟



گاهی از اینکه فوتبال آبادان به این روز افتاده تاسف می‌خورم، خیلی دوست دارم یک روز حل شدن مشکلات این فوتبال را تماشا کنم.



چه تفاوتی بین فوتبال امروز آبادان با آن روزها وجود دارد؟



پاسخ سوالتان خیلی ساده است؛ عشقی که دیگر نیست و كيفيت فنى که امروز وجود ندارد.



عقیل حوتی‌زاده امروز کجاست و چه می‌کند؟



لندن هستم،به دنبال گرفتن مدرك مربیگری فوتبالم، به اميد روزى كه بتوانم تجربه و دانشم را در اختيار هموطنام قرار بدهم، به این خاطر که هیچ کجا را با ایران و آبادان و خرمشهر عوض نمی‌کنم.



و دخترتان که به نظرمی‌رسد این روزها همه زندگی‌ تان شده است؟



بله، او همه وجودم است، دخترم من را به زندگی برگرداند، در برهه‌ای از زندگی‌ام از همه چيز نااميد شده بودم كه به کمک او دوباره به شرایط عادی برگشتم.



گفتگو: امین جوکار



تست