کد خبر : 7061             انتشار : 2015-08-04-18-35-11         
 

صنایع عیلامیان از هزاره پنجم پیش ازمیلاد / حسین فرج الله




 


 


 


حسین فرج الله


 


 


تاریخ عیلام یکی از باشکوهترین وارزنده ترین تاریخ های جهان باستان است .عیلام تمدنی، دیرینه با پایتختی شوش وبه گستره کل ایران که امروز اقوام فراوانی ادعای میراث خواری وپیوندنژادی با آن را دارند .حتی انهایی که تازه به دوران رسیده اندنیز ادعایی باورنکردنی دارند.


اما تاریخ عیلام هرچه هست متعلق به مردم خوزستان وهمه مردمی که تاریخ را نه برای منافع شخصی بلکه برای عبرت آموزی می خوانند ومی نویسند.


تاریخ عیلام را هیچگاه نمی توان از تاریخ عراق جدادانست چون تاریخ عیلام را ما از نوشته های سومری وبابلی خوانده واز اثارونوشته های انها عیلام را شناخته ایم.هرچند که دردهه های اخیر کاوشهای فراوانی درموردعیلام صورت گرفته است اما هنوز زوایای تاریک فراوانی درتاریخ عیلام وجودداردکه گذر روزگار این زوایای تاریک را روشن خواهد ساخت .


هنوز دردل سرزمین خوزستان وسرزمین های تابع عیلام اثار فراوانی زیر خاک مدفونند که ممکن است هرآن درگوشه ای ازاین سرزمین زیر پای مسافری یا تراکتور کشاورزی یا چوب چوپانی از خاک سربرآورد وتاریخ جهان را متحول سازد.


تاریخ عیلام را نمی توان از نقش های روی سفال ها واثار شوش وسکه های عیلامی جدا دانست بلکه برای شناخت این تاریخ چند هزارساله باید به طرح های روی نقوش عیلامی وارتباط انها با فرهنگ واداب مردم امروز دقت کرد وسپس درمورد انها قضاوت نمود .


ایا انانی که درموردعیلام وسرزمین های تابعه تحقیق نموده اند به طوراتفاقی به نقوش چفیه برروی اثارعیلامی برنخورده اند؟


ویا به طورناخواسته به عقال سربازان عیلامی درشوش نگاهی نینداخته اند؟


هرچه هست آرزومنديم که نویسندگان منصف حق هیچ مردمی را در تاریخ باستان وتاریخ معاصر به خاطر سلیقه شخصی ازبین نبرند.


واین امانت گرانبها را به دست نسل های اینده برسانند.


 


صنعت عیلامیان وسومریان :


صنعت چه درگذشته دوروچه امروزاز مهترین ملاک های تمدن وپیشرفت یک ملت وکشورمی باشد .ومی توان از روی صنایع یک ملت به تمدن آنها پی برد،کاری که امروز باستان شناسان دنیا انجام می دهند ،وبا دیدن صنایع فلزی یا سازه های سنگی ویا سفال های یک دوره به شکوه یا عدم ان پی می برند ودرموردیک دوره خاص ازتاریخ قضاوت می کنند.


صنعت عیلامیان وسومریان را به طوردقیق نمی توان ازهم جدا کرد زیرا برخی صنایع ریشه عیلامی دارند وبرخی دیگرازسومربه این سرزمین واردشده است .ودرواقع صنعت درمیان این مردم مشترک بوده است .چون دربرهه از زمان عیلامیان عراق را زیر سلطه داشته وگاهی مانند دوره سارگون اکدی کاملا برعکس می شد واین سررمین برای سال های فراوان زیر سلطه اکدیان عراق بود ویا دردوره شتروک ناهونته باز چرخ بازمی گردد وعیلام بار مسلط برعراق می شود پس نمی توان صنعت رابه یکی ازانها منتسب کرد هرچند که باستان شناسان به نشانه هایی دست یافته اند که ثابت می کند برخی صنایع منشاء عيلامي دارد.


 


 




 


 


1- صنعت كوزه گری 


 


گفته می شود که صنعت سفال گری جزء اولین حرفه ها وصنایع بشری است.واین صنعت درتمام سرزمین های عیلام وسومر ودیگرسرزمین ها به شکل گسترده ای پراکنده بود.تا بتوان احتیاجات مردم آن دوران راجوابگو باشد.زیرا تمام ظروف پخت غذا ونگهداری آب و غذا وروغن انسان از سفال بوده به این دلیل سفال وسفال گری درتمام این سرزمین ها به طور گسترده منتشر شده بود.پژوهشگران وباستان شناسان با بررسی انواع سفال به این نتیجه رسیده اند که سفال های سومری یا گپی برداری از سفال های عیلامی بوده ویا اینکه کار سفال گری را عیلامیان انجام می دادند وبه سومر می فرستادند .نوع سفالی که درشوش یافت شده با همان نقوش نیز دربرخی تپه های باستانی سومروبابل نیز یافت شده است که نشان از صادرات عیلامیان به سومریان است .وعلاوه بران باستان شناسان اختراع چرخ سفال گری رابه عیلام نسبت می دهند چون نمونه طرح درمهری درچغامیش یافت شده است که اختراع چرخ تحول فراوانی درصنعت سفال داشته وباعث پیشرفت این صنعت شده است.


باستان شناسان با مشاهده انواع سفال می توانند برهه های زمانی خاص را تشخیص دهند ونوع سفال درهرعصر سند مهمی برای بازشناسی ان دوره می باشد .نوع ظروفی که ازانها بهره می بردند ویا نوع گل ومقدارحرارت وشکل سفال برای یک باستان شناس نشانه های فراوانی دارد.


نقوش روی سفال برگرفته از اعتقادات مذهبی وباورهای دینی یک قوم است که نشان هندسی یا نقش طبیعت یا نقوش حیوانات برروی سفال ها نشان از مذهب وعقیده خاصی است وپژوهشگران از روی نقوش سفال به برهه زمانی که ان سفال ساخته شده پی می برند .گفته می شود که نقوش سفال را ابتدا زنان قوم عیلام انجام دادند ودلیل ان مهرهای چغامیش است که زنان عیلامی رادرحال نقاشی برروی سفال نشان می دهد.


درمورداینکه اولین سفال وروش ساخت سفال چگونه ابداع وکشف شد .ویل درانت درکتاب تاریخ تمدن خودمی نویسد که سفال به طور اتفاقی کشف شد ،ابتدابشر برای حمل مایحتاج خودشروع به بافت سبدکرد، که این روش رااز پرندگان اموخت وبرای نگهداری مایعات درون سبد آنرا گل مالی می کرد تا اینکه به طور اتفاقی این سبد دراتش سوخت وبشر با دیدن گل سفت شده وسفال شده پی برد که می توان با این روش سفال ساخت هرچند که درحد نظریه است اما نظریه ای عاقلانه وقابل قبول .


کوره جایی است که سفال را دران با حرارت فراوان می پزند تا گل خشک تبدیل به سفال گردد کلمه کوره لفظی اکدی است که به معنای حرارت می باشد .کوره درسراسر سرزمین خوزستان ومناطق تابعه عیلام یافت می شود ونشان از فراوانی کوزه گری دراین سرزمین است .اولین کوره درعیلام به 4000سال ق.م.بازمی گردد که باز در نقوش چغامیش ومناطق دورتر از شوش وشوش یافت شده است .


 


 




 


 


 


2-مهر سازی 


مهر کردن برخی نشان ها روی گل وروی سفال را به قبل از اختراع خط نسبت می دهند .که ابتدا مهرهای مسطح ساخته شد که نقوش حیوانات وبرخی رمزهای دینی برانها حک شده است .اولین مهر استوانه ای به دوره عیلام قدیم درحوالی 4000ق.م.باز می گردد.که این مهر نوعی نشان دینی وحکومتی بوده است.هرچند در برخی حفاریهای عراق وشوش به مهرهای به قدمت 6000سال ق.م.نیز دست یافته اند .شاید فکر مهر سازی با کوزه گری ارتباط مستقیم داشته باشد .وبرای سرعت در انداختن نقش روی کوزه مهر خاصی ساخته شده وکم کم این مهر به شکل نشان دینی وحکومتی تغییر یافته است .


در عیلام باستان انواع مهر مفرغی و مرمری وفیروزه ای وفلزی کاربرد داشته است ونقوش روی این مهر مربوط به دوره های خاص بوده است .مهرهای عیلامی وسومری شباهت فراوانی به هم داشته اند ولی نشان های دینی ومذهبی انها کمی باهم متفاوت بوده است مثلا در عراق الهه عیشتار ودر شوش هومبان یا پینیکر یا الهه دیگری اما گاهی مانند دوره اوروک مهرهای عیلام وعراق یکی می شد ودردستوای شوشتر مهری یافت شده که برروی ان اوروک حک شده است که نشان از اتحاد یا سلطه بوده .گاهی نیز مهر های استوانه ای نشان گیلگامش قهرمان افسانه عراق رابه خود می گرفت واورا با شیری دربغل نشان می دهد.


پس از قرن ها مهرهای دینی تبدیل به مهرهای حکومتی شدند وهر مهر نام پادشاه یا سلسله خاصی را دربرداشت .


 


 




 


 


3-صنعت خشت وسنگ تراشی 


 


تا 5000سال پیش از میلاد مردم عیلام وسومر در خانه های چوبی وگلی وخانه هایی که از نی ساخته می شد زندگی می کردنند از ان تاریخ به بعد مردم شوش از گل به عنوان اصلی ترین ماده برای ساخت خانه های خودبهره بردنند.اما سیل فراوان وبارندگی های مداوم این خانه هارا ازبین می برد .با رونق کوزه گری گل پخته وخشت جای گل خام راگرفت .بین سومر وعیلام چه کسی اولین گل را پخت وخشت را ساخت من نمی دانم اما باستان شناسان اولین شهر را شوش می دانند ومی گویند درحفاریهای شوش به لایه های 5000سال قبل از میلاد دست یافتهواند که نشان از پخت گل خام داردوشهرنشینی مردم شوش را اثبات می کند .


خشت را عیلامیان درساخت بناهای باشکوهی مانند دورانتاش (چغازنبیل) وهفت تپه ودهنو وچغامیش وکاخ های شوش واثار عیلامی شیراز ودیگر اثار عیلامی وجودارد.اما حجاری وسنگ تراشی را می توان به دورهای بعدی منتسب کردکه ابتدا سنگ ها را با گل ومواد گچی به هم متصل می ساختند ولی پس از سالها شروع به حجاری سنگ ها وتراشیدن قطعه های بزرگ سنگ وساخت ستون ها وسرستون های سنگی کردنند که می توان کاخ های شوش ومقبره های مناطق کوهستانی عیلام را نام برد ویا حجاری تصاویر پادشاهان ومراسم بزم وشکار را ویا مناسک دینی درعیلام را نام برد که نمونه بارزان کول فرح واشکفت سلمان وتنگ سروک وغیره را نام برد.اما درمورد حجاریهای ستون های شوش عقیده بران است که این ستون ها وکاخ ها هخامنش نیستند بلکه منتسب به ان دوره هستند واز کارهای عیلامیان می باشند .


خشت های عیلامی وقالبگیری انها خاص عیلامیان است ودر سرزمین های دیگر مانند سومر ابعاد خست متفاوت است .نمونه ای خشت عیلامی در قلعه شوش قابل دیدن هستندهرچند که این قلعه خیانتی بزرگ درحق تاریخ این مردم است وباعث حفظخشت های شوش وکتیبه ها شده است .


گچ وساروج برای عیلامیان شناخته شده بود وبرای حفظ سازه های کنار اب یا پل های خود از ساروج بهره می بردنند که باعث استحکام بنا وعدم نفوذ اب می شود .برای چگونگی ساخت ساروج نظریه های فراونی وجودداردکه گفته می شود از گچ.وسفیده تخم مرغ وخاکستر ساروج ساخته می شود هرچند که نظریه های دیگری نیز وجوددارد.


 


 




 


4-حفر معادن (مس)


 


عصر فلزات وذوب مس را به بین النهرین وسومر منتسب می کنند ولی فلز کاری ومسگری عیلامیان زیباتر ومشهورتر بوده است .اولین مسگرانجهان مردم همین دوسرزمین هستند که به مسگران به زبان سومری دبات می گفتند که هنوزاین نام دربین مردم عرب خوزستان رایج است .


مس جزء اولین فلزاتی است که به خدمت انسان درآمد و از هزاره چهارم پیش از میلاد تا به امروز مس درخدمت بشریت است یعنی چیزی درحدود 5000ق.م است که مس در صنعت یاور انسان می باشد.


با ستان شناسان براین عقیده اند که مس خام عیلام از سومر وعمان تامین می شد وشاید یکی از دلایل جنگ ها خزاین مس بوده است .ساخت انواع سرنیزه وشمشیر وزیورالات مسی درعیلام رایج بوده است که با ظرافت خاصی ساخته می شد.


گنجینه عیلامی که درغاری در لرستان یافت شده نشان از اوج این هنر نزد عیلامیان است .


ساخت نماده ای دینی مانند بز کوهی وگاومیش وعقاب ودیگرنمادهاازمس ونیز ساخت مجسمه همسر انتاش گال نبراسو از مس نشان از اوج هنر مسگری نزد عیلامیان است.


ذوب فلزات وساخت ادوات تحول عظیمی در جهان باستان ایجادکردوبا پیشرفت صنعت شد.


دیلمون یا بحرین امروزی نقش اساسی در صنعت مس داشته است علاوه بران عمان وپاکستان کنونی یا نهر سند باز ازمناطق مهم استخراج مس بودنند.وازاین سرمین ها مس خام به عیلام وسومرراه یافت وباعث پبشرفت صنعت مس ومسگری دراین دوسرزمین شد.مس در صنعت برای ساخت انواع وسایل زندگی مردم وابزارجنگ به کارمی رفت اما چگونه مردم ان دوران توانستند به این فناوری وذوب فلزات دست یابند وچگونه مس را با نیکل وسرب ترکیب می نمودنند جای سوال است .


همچنین برای ساخت برنز(مفرغ) از قلع که ازکوههای زاگرس بدست می امد وبه شکل اکسید بوده وانرابا مس ترکیب می کردنند تا برنز به دست آید. عیلامیان اولین صادرکنندگان مس وقلع به سومر ودیگرسرزمین های مجاوربودنند.


 


 




 


5-مفرغ:(برنز)


 


مفرغ نیز از فلزات پرکاربردردنیای باستان برای ساخت سلاح وزیورالات وظروف پذیرایی شاهی بوده است که دراثارعیلامی با زمانند مس به مفرغ برمی خوریم لوازم مفرغی به علت استحام ودوام بیشتر ازمس مورد استقبال قرا گرفته وشمشیر مفرغ از شمشیر مس محکم تر وبادوام تربوده . از 3000ق.م تا 1500ق.م.یعنی چیزی درحدود 1500سال را عصر مفرغ می گویند .مفرغ یک فلز الیاژی است که برای اولین بار دراین دوره ظهور می کند که این الیاژ ترکیبی از اکسیده قلع ومس بوده که باهم ترکیب می شدند ومفرغ یا برنز ساخته می شد.براساس نتایج ازمایشگاهی ، عناصر اصلی ساخت مفرغ الیاژ مس وارسنیک (قلع)بوده است.که قلع مورد نیاز ازکوههای زاگرس به شکل اکسیده به دست می آمد وبه شوش ودر شهرها انتقال می یافت .اما نظر دیگری به معادن قلع افغانستان اشاره می کند وقلع عیلام را وارداتی ازافغانستان می داند.


 


 


 




 


 


 


6-طلا


 


طلا فلزی که ازدوره باستان تا به امروز انسان را شیفته خود ساخته وچشمان انسان را جادو کرده است .این فلز باز درعیلام وهمسایگانش خریدران وطرفداران فراوانی داشته است .ولی به علت نرم وکمیاب بودن این فلز بیشتر جنبه تزیینی وبرای ساخت زیورالات به کارمی رفت .


طلا دردوره باستان به رنگ های مختلف تولید می شد مانند طلای قرمزکه ترکیبی ازطلا ومس بود، طلای سفید که ترکیبی از طلاونقره بوده ، طلای سبز که ترکیبی ازطلا واکسیداهن ومسبوده، با افزایش فلزات به طلا استحکام انرا افزایش می دادند.ونیز برزیبایی ان می افزودنند.که هنوزاین کارتابه امروزادامه دارد.


زیورالات طلا که درمقبره های شاهی عیلام یافت شده اند تا به امروز چشم هربیننده رابه خودجذب می کند .وماننداین است که با دستگاههای پیشرفته امروزی قالب گیری شده اند جام شوش وبسیاری از ظروف طلایی که با نقوش برجسته تزیین شده اندنشان ازاوج این هنرنزد عیلامیان وسومریان دارد.


انگشترطلا ، پابند، گوشواره، بازوبند، سینه بند، کمربند، غلاف خنجروشمشیر، سکه، گیره سر، بشقاب، کاسه، جام، مهرسلطنتی، وبسیاری دیگرازوسایل که ازطلا ساخته می شدند.


عیلامیان ارزش طلا راخوب می دانستند ولی وجود خزانه پرازطلا ویا معابد پرازمجسمه ای طلایی وطلسم های طلایی چشم طمع خیلی ها را متوجه شوش می کرد واین اتفاق هم افتاد وشوش چندین بار به خاطر طلای معابدش غارت شد ولی عیلامیان درصددحفظ طلاهای شوش بودنند پس درکوهها دخمه ها ومعبدهای بزرگی ساختند واین گنجینه هارا حفظ کردنند مانند گنجینه لرستان که درواقع این گنجینه متعلق به معابد شوش بوده است وبرای حفظان ازدست دشمن به مناطق کوهستانی منتقل شده است .


 


 


 




 


 


7-نقره ونقره کاری


نقره پس ازطلا ومس باارزشترین فلزنزد انسان عهدباستان بوده است.وکشف نقره به 2000قبل ازمیلادیا کمی بیشترازاین تاریخ بازمی گردد.نقره بازبرای زیورالات وسکه ها ومهرها وظروف شاهی وسلطنتی کاربرد داشت .وبه عنوان سکه بیشترازطلاضرب می شد وکاربرد بیشتری داشت .ونیز برای تعیین مقدارخسارت درقوانین باستان مانند قانون حمورابی بیشتربه نقره تکیه کرده بود وانرابه عنوان ملاک ومعادل خسارت قرارداده بود.نقره هنوزهم مانند دوره باستان با همان کاربرد تزیینی وزیورالات درمیان فلزات گرانبها جادارد.


 


 




 


8-آهن


معادن اهن برای حکومت های باستان مانند اورانیوم برای قدرت های امروزارزشمند بود ،زیرااسلحه های اهنی تمام اسلحه های مفرغی ومسی را شکست می دهد وازانها قویترومحکم تراست .هرچند که استفاده ازاهن فقط درحد اسلحه وظروف بوده ودرسازه بنا یا دیگرصنایع کاربرد نداشت اما عصراهن بشریت رامتحول ساخت وباعث افزایش توان نظامی عیلامیان وسومریان ان رمان شد.


شناخت آهن به 3000سال ق.م.بازمی گردد.وسومریان ان را فلزاسمانی می نامیدند وعلت ان شهاب سنگ هایی بودکه پس ازبرخوردبا زمین سردشده ومقادیرفراوان اهن داشتند .به این دلیل این فلز را اسمانی می دانستند.معادن اهن وبدست اوردن ان برای مردم باستان با ان امکانات حفاری وذوب ساده کاردشواری بودولی باز انها توانستند دراین صنعت به پیشرفت هایی دست یابند هرچندکه ازان دوران چیززیادی به دست مانرسیده ودلیل ان زنگ اهن واکسیده شدن ان است ولی باز برای ما این صنعت شناخته شده است .


اهن رادر ساخت عرابه های جنگی وبه هم پیوستن قطعه های چوبی بوسیله میخ های مستحکم فلزی وساخت چرخ وشمشیرهای محکم وبرنده وقابل سیقل دادن ، ونیز ساخت ظروف به کارمی بردند هرچندکاربرد نظامی ان به خاطرکمبود اهن بیشتربوده است .ساخت تبر وچکش ونیزه وگیره وداس و
تست